تبليغاتX
این المنتقم؟؟؟
کجاست انتقام گیـــــــــــــــــــــــــرنده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بســـــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

ایام فاطمیه و شهادت دخت نبی اکرم، و همچنین شهادت نوادۀ رسول خدا حضرت فاطمۀ معصومه را به منتقم آل محمد علیهم السلام و همۀ دوستان و محبین اهل بیت تسلیت عرض می کنم

 

آزار فاطمه آزار پروردگار

 

           

 

پروردگار در سورۀ توبه می فرماید:" و الذین یؤذون رسول الله لهم عذاب ألیم " آن کسانی که رسول خدا را آزار می دهند برای آنان عذابی درد ناک خواهد بود. و در سورۀ احزاب می فرماید:" ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنیا و الآخرة و أعدّ لهم عذاباً مهینا " آن کسانی که خدا و رسول او را آزار می دهند پروردگار در دنیا و آخرت آنان را لعنت فرموده و عذابی درد ناک برای آنان مهیا کرده است.

 

در این آیه آزار رسول خدا همردیف آزار پروردگار قرار گرفته است و رسول خدا صلی الله علیه و آله خود فرموده اند: آزار دهندۀ من بداند که پروردگار را آزار می دهد، در حدیثی حضرت صادق از پدران گرامی خود از امیر المؤمنین علیهم السلام نقل فرمودند که حضرت رسول صلی الله علیه و آله به حضرت زهرا فرمودند:" یا فاطمة! ان الله تبارک و تعالی لیغضب لغضبک، و یرضی لرضاک " ای فاطمه! همانا پروردگار از غضب تو غضبناک و از خوشنودی تو خوشنود می شود.

 

روزی شخصی به نام صندل [ظاهراً از مخالفین می باشد] بر حضرت صادق علیه السلام وارد شد و به حضرت عرض کرد:" یا ابا عبدالله! انّ هؤلاء الشباب یجیئونا عنک بأحادیث منکرة، فقال له جعفر علیه السلام: و ما ذاک یا صندل؟ قال: جاءنا عنک انّک حدثتهم أنّ الله لیغضب لغضب فاطمة و یرضی لرضاها! فقال جعفر علیه السلام: یا صندل! ألستم رویتم فیما تروون: انّ الله تبارک و تعالی یغضب لغضب عبده المؤمن و یرضا لرضاه؟! قال: بلی؛ قال: فما تنکرون أن تکون فاطمة علیها السلام مؤمنة یغضب الله لغضبها، و یرضی لرضاها؟! فقال له: الله أعلم حیث یجعل رسالته " این جوانان (شیعیان) از قول شما احادیث عجیبی نقل می کنند، حضرت فرمودند: چه می گویند؟ صندل گفت: آن ها می گویند شما فرموده اید: غضب پروردگار در غضب فاطمه و خوشنودی او در خوشنودی فاطمه است! حضرت فرمودند: مگر شما از جمله احادیثی که نقل می کنید نمی گوئید: پروردگار غضبناک می شود از غضب بندۀ مؤمن خود و با خوشنودی او خوشنود می شود؟! صندل عرض کرد: آری؛ حضرت صادق علیه السلام فرمودند: آیا انکار می کنید که فاطمه حتی یک زن مؤمنه ای باشد که پروردگار از غضب او غضبناک شود و از خوشنودی او خوشنود گردد؟! [صندل که به اشتباه خود پی برده بود و فهمید که مقام امامت را نشناخته] عرض کرد: پروردگار بهتر می داند که رسالت خود را در کجا قرار دهد.

 

فاطمه قلب رسول خدا

 

در کتاب تفسیر ثعلبی آمده است که حضرت رسول صلی الله علیه وآله روزی دست فاطمه سلام الله علیها را گرفته بودند و به مردم فرمودند:" من عرف هذه فقد عرفها، و من لم یعرفها فهي فاطمة بنت محمد، و هي بضعة منّي، و هي قلبي الذي بین جنبي، فمن آذاها فقد آذاني، و من آذاني فقد آذی الله " هر کس این را می شناسد که می شناسد، و هرآنکس که او را نمی شناسد بداند او فاطمه دختر محمد است، و همو پارۀ تن من است، و همو قلب من است که بین دوپهلوی من قرار گرفته، پس هرکس او را آزار دهد همانا مرا آزار داده، وهرکس مرا آزار دهد پروردگار را مورد آزار قرار داده است!!

 

مسلم در صحیح خود از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله آورده است:" انّما فاطمة بضعة منّي، یؤذیني ما آذاها و یسرّني ما اسرّها " فاطمه پارۀ تن من است آنچه او را مورد اذیت قرار دهد مرا اذیت داده و آنچه او را مورد شادمانی قرار دهد مرا خوشنود وشادمان ساخته است.

 

و مانند این احادیث در کتاب های بکری ها (پیروان ابوبکر که نام خود را سنی نهادند!!) و مخالفین خیلی زیاد یافت می شود، و در همان کتاب ها غضب حضرت فاطمه سلام الله علیها نسبت به ابوبکر، عمر و حزب شیطانی آن ها زیاد است از جمله بخاری در صحیح خود می گوید:" ... فوجدت فاطمة علی ابي بکر في ذلک، فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت " و فاطمه از ابوبکر بخاطر این [ظلم هائی که پس از شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله به او و دیگر اهل بیت علیهم السلام شده بود] خشمگین شد و از او برید و تا وقتی که از دنیا رفت دیگر با او سخن نگفت!!

 

همچنین در کتاب الامامة و السیاسة آمده است: [پس از ظلم هائی که ابوبکر و عمر به حضرت زهرا سلام الله علیها روا داشتند] عمر به ابوبکر گفت: ما فاطمه را آزار دادیم بیا نزد او برویم و رضایت خاطرش را بخواهیم!! آن دو اجازه خواستند اما فاطمه به آنان اجازه نداد، نزد علی رفتند و علی آنان را نزد فاطمه برد [آقای ابن قتیبه در این جا بیان نمیکند که چه گفتند و چه شد که مولا آن دو را نزد حضرت فاطمه سلام الله علیها برد با آنکه بانو قبل از این اجازه نداده بود!!] هنگامی که آن دو نزد فاطمه نشستند بانو روی خود را به دیوار برگرداند [و به آن دوپشت کرد]، ابوبکر و عمر به او سلام کردند اما فاطمه جواب سلام آن دو را نداد!!

 

روز غدیر حجت بر همگان تمام شد

 

سؤالی که از بکری ها و آورندۀ این احادیث در کتاب هایشان داریم این است: مگر پروردگار جواب سلام مسلمان را واجب ندانسته تا جائی که اگر کسی به نماز گزار سلام کند باید جواب او را بدهد، در غیر این صورت اگرچه نماز باطل نمی شود اما مرتکب گناه شده است، مگر نه آنکه هنگامی که کعب بن مالک و دوستانش نافرمانی رسول خدا کرده و از رفتن به جنگ تبوک خود داری کردند و پیامبر به اصحاب خود فرمودند: با آنان تکلم نکنید، کعب نزد رسول خدا آمده و سلام میکرد و به لبان مبارک رسول خدا نظر می دوخت تا ببیند آیا جواب سلام او را می دهند یا نه، و هنگامی که دید جواب سلام او را نمی گویند متوجه شد که با این نافرمانی از دایرۀ ایمان خارج شده است!! تا اینکه خدای تبارک و تعالی توبه اش را پذیرفت و رسول خدا او را گرامی داشت.

 

و این فاطمۀ زهرا سلام الله علیهاست که بزرگان بکری ها نیز در کتاب های خود اذعان به مقام شامخ او دارند و احادیث زیادی در جلالت شأن این بانو ذکر کرده اند، آیا عقل سلیم قبول می کند که این بانوی بزرگ، دختر رسول خدا، همسر امیر المؤمنین، مادر حسنین و مادر ائمه علیهم السلام کسی را بی سبب تحقیر کند و به او پشت کرده و حتی جواب سلام او را ندهد؟؟!!

 

و اگر مادر عالم، دخت نبی اکرم بانوی بانوان حضرت فاطمه سلام الله علیها بر کسی غضب کرد و با احادیثی که بیان شد خدای عز وجل با غضب او غضبناک شده، و به یقین تمام معصومین از انبیا و اوصیا و ملائکه علیهم السلام با غضب او غضباک هستند، آیا رواست که آن مغضوب علیه را دوست داشته و رحمت بر او فرستیم، و یا حتی بی تفاوت نسبت به او باشیم؟ در اینصورت ما نیز مانند او به مادر عالم جفا کرده ایم، بلکه باید همراه و همزبان و به پیروی از معصومین علیهم السلام بر دشمنان بانوی بانوان لعنت فرستیم و از آنان بیزاری جوئیم و لعنت بر دشمنان خدا و اهل بیت علیهم السلام را گناه نپنداریم، چرا که حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند: اگر کسی گناه بشمارد لعنت کردن کسی را که خدای تعالی او را لعنت فرموده، لعنت باریتعالی بر او خواهد بود " من تأثم أن یلعن من لعنه الله فعلیه لعنة الله "

علی بن اسباط نقل می کند: شخصی برمکی نزد حضرت رضا علیه السلام آمد " فقال له: ما تقول فی ابی بکر و عمر؟ فقال علیه السلام: سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر. فألح السّائل علیه في کشف الجواب، فقال علیه السلام: کانت لنا امّ صالحة و هي علیهما ساخطة، و لم یأتنا بعد موتها خبر أنّها رضیت عنهما " به حضرت عرض کرد: در مورد ابوبکر و عمر چه می گوئید؟ حضرت خدای عز وجل را تسبیح نمودند و جوابی به او نفرمودند، آن مرد در سؤال خود اصرار ورزید، حضرت فرمودند: ما را مادری درستکار بود و او بر این دو نفر غضبناک بود، و بعد از فوت او خبری از رضایت این مادر بر آن دو به ما نرسیده!!

 

روز غدیر خم حضرت رسول صلی الله علیه و آله حجت را بر همگان تمام کردند، و عذری برای هیچ کس باقی نماند؛ خطبه ای جامع خواندند و شخص علی بن ابی طالب را به تمام مردمی که در آن مکان جمع شده بودند که مخالفین و معاندین نزدیکترین مکان به رسول خدا و امیر المؤمنین را برای خود گرفته بودند!! نشان دادند و فرمودند این علی جانشین و خلیفه بعد از من بر شماست، حضرت رسول صلی الله علیه و آله مقام امیر المؤمنین و دیگر اهل بیت را به مردم گوشزد کردند، دشمنی با آنان را دشمنی با رسول خدا و دشمنی با خدا دانستند، و معاندین با چشم سر دیدند و با گوش سر شنیدند ولی چون چشم و گوش دل را بسته بودند این دیدن ها و شنیدن ها تنها وبالی برای آنان شد و هیچ سودی برای آنان نداشت!!

 

هنگامی که فاطمۀ زهرا سلام الله علیها از ارث پدر محروم شدند، و زمین فدک را از حضرتش غصب کردند، حضرت با انصار به گفتگو پرداخت؛ آنان گفتند:" یا بنت محمد! لو سمعنا هذا الکلام قبل بیعتنا لأبي بکر ما عدلنا بعلي أحداً. فقالت: و هل ترک أبي یوم غدیر خمّ لأحد عذراً؟! " ای دخت نبی! اگر کلام تورا قبل از بیعت با ابوبکر شنیده بودیم هرگز کسی را بر علی در بیعت خود مقدم نمی شمردیم. حضرت فاطمه سلام الله علیها به آنان فرمود: آیا بعد از روز غدیر پدرم برای کسی عذری باقی گذاشت؟!

 

وصیت حضرت فاطمه

 

در کتاب بحار الانوار مرحوم علامۀ مجلسی به نقل از امالی شیخ مفید حدیثی به این مضمون از حضرت ابا عبدالله علیه السلام نقل می فرماید: هنگامی که فاطمه سلام الله علیها [بر اثر ظلمی که به او شده بود] بیمار شد به امیر المؤمنین علیه السلام سفارش کرد تا کسی از بیماری او آگاه نشود!! و امیر المؤمنین علیه السلام از او پرستاری می کرد و اسماء رضوان الله تعالی علیها در این امر علی را یاری می نمود.

 

هنگامی که وفات او نزدیک شد امیر المؤمنین علیه السلام را وصیت نمود تا خود امور [غسل، کفن و دفن] او را عهده دار شود، و شبانه او را به خاک بسپارد، و امیر المؤمنین علیه السلام نیز به وصیت فاطمه علیها السلام عمل نمود و شبانه او را به خاک سپرد.

 

پس از خاک سپاری آن مظلومه، سینه اش از غم فراق فاطمه تنگ شده و اشک هایش بر گونه اش جاری شد، روی خود را به سمت مرقد رسول خدا نموده و اینچنین با رسول خدا تکلم نمود: سلام بر تو ای رسول خدا، سلام بر تو و بر دخترت و حبیبه ات و نور چشمانت و کسی که اکنون به زیارت تو آمده است، و در کنار تو جای گرفته، کسی که پروردگار خیلی زود برای او لقاء و دیدار تو را اختیار نمود، ای رسول خدا! صبر من در فراق دخترت کم شد، و در غم مصیبت او شکیبائی نتوانم نمود، همانا پس از آنکه روح شما بر روی سینه ام بیرون شد و چشمان شما را بستم شما را در آرامگاهت قرار دادم، و امورت را خود به دست گرفتم.

 

آری به آنچه در قرآن آمده استمداد جسته: انا لله و انا الیه راجعون، امانت را به شما بازگرداندم، همانا بعد از این پیوسته در حزن و اندوه خواهم بود تا آنکه پروردگار مرا نزد تو ببرد، چه زود فراق و جدائی بین ما را پروردگار برایمان اختیار فرمود، و شکوه به سوی پروردگار میبرم، بزودی دخترت آنچه را که بر ما از امتت گذشته برایت خواهد گفت، و برایت خواهد گفت که چه رنج ها و ظلم هائی که راهی برای نجات از آن نبود از آنان دیده است، و چگونه امت همدیگر را در ظلم به اهل بیت یاری می کردند!!

 

درود بر تو ای رسول خدا، میروم اما نه رفتنی که از خستگی و ملالت باشد، و اگر بمانم نه بخاطر بد گمانی به وعدۀ خدا برای صبر کنندگان است، چرا که صبر برای انسان زیبا تر است، و اگر غلبۀ زورگویان بر ما نبود در کنار مرقد تو مسکن میگزیدم، و در کنار مرقدت معتکف می شدم، و همانند مادران جوان از دست داده بخاطر این مصیبت بزرگ به فریاد و گریه و آه و ناله مشغول بودم، در محضر باریتعالی دخترت مخفیانه به خاک سپرده می شود!! و به زور حق او را غصب می کنند!! و آشکارا از ارث محرومش می نمایند!! ای رسول خدا! از عهد و پیمانی که با تو بسته اند و از خاک سپاری تو مدتی نگذشته بود، به سوی خدا شکوه می برم، و درود و رحمت پروردگار بر شما و بر دخترت باد.

 

بطائنی می گوید: از حضرت صادق علیه السلام پرسیدم: به چه سبب فاطمه سلام الله علیها شبانه به خاک سپرده شد؟! حضرت فرمودند:" لأنها أوصت أن لا یصلي علیها الرّجلان الأعرابیّان!! " زیرا فاطمه سلام الله علیها وصیت نموده بود که آن دو مرد اعرابی (ابوبکر و عمر) بر او نماز نخوانند. [مرحوم علامۀ مجلسی پس از نقل این حدیت می فرماید: اعرابی به معنای کافر است، زیرا خدای تعالی در قرآن فرموده: " الأعراب أشد کفراً و نفاقا " بادیه نشینان عرب کفر و نفاقشان بیشتر است].

 

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة، السلام علیک ایتها المظلومة المغصوبة، السلام علیک ایتها المضطهدة المقهورة، اشهد انّک مضیت علی بینة من ربک، و انّ من سرّک فقد سرّ رسول الله صلی الله علیه وآله، و من جفاک فقد جفا رسول الله صلی الله علیه و آله، و من آذاک فقد آذا رسول الله صلی الله علیه و آله، و من وصلک فقد وصل رسول الله صلی الله علیه و آله، و من قطعک فقد قطع رسول الله صلی الله علیه و آله، لانّک بضعة منه و روحه الذي بین جنبیه کما قال صلی الله علیه و آله
+ نوشته شده در  Mon 14 Apr 2008ساعت 10:10 PM  توسط فاطمه حسينى | 

بســــــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

میلاد با سعادت ابو الحجة، ابن الرضا، حضرت عسکری علیه السلام را به فرزندش منتقم آل محمد علیهم السلام و تمامی شیعیان و محبین اهل بیت تبریک و تهنیت عرض کرده، آرزوی نجات همۀ مؤمنین را با ظهور فرزندش از ظلم و جور اغیار دارم

 

 

 

میلاد نوریان

 

پروردگار برای هدایت بشر نوریان را آفرید تا از ظلمت جهل و نادانی و از حیرت و سردرگمی آنان را بیرون آورده و به یکتا پرستی و دین صحیح رهنمون شوند، نوریان خود نور هستند و هرکه را که به آنان نزدیک شود نورانی می کنند، اما همۀ افراد یکسان کسب نور نکرده و درجات آنان با هم فرق دارد، هرچه قرب و نزدیکی با نوریان بیشتر باشد کسب نور بیشتر خواهد بود.

 

خلقت این نور سال های سال قبل از خلقت همه چیز بوده، قبل از خلقت آسمان ها و زمین ها، قبل از خلقت عرش و فرش، و حتی قبل از خلقت ملکوتیان. آری این نور همان نور رسول خدا، امیر المؤمنین، فاطمۀ زهرا و اولاد آنان علیهم السلام می باشند که پرودرگار از نور خود نور آنان را آفرید.

 

پس از گذشت دو هزار سال یا بیشتر آن انوار طیبه را در صلب پدر بشر حضرت آدم علیه السلام قرار داد!! و هر یک از آنان را در برهه ای از زمان برای هدایت بشر و رساندن آنان به رشد و کمال فرستاد، اما افسوس که قدر و منزلت آنان شناخته نشد، نه تنها مقام آنان شناخته نشد که انسان های دون و پست تمام سعی خود را در خاموش کردن آن انوار طیبه قرار داده بودند مگر اندکی انگشت شمار!!

 

در تاریخ میلاد حضرت عسکری علیه السلام اختلاف است در کتاب مصباح کفعمی آمده است: حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در روز دوشنبه چهارم ربیع الثانی سال دویست و سی و دو در مدینۀ منوره به دنیا آمدند.

 

شیعیان چه کسانی هستند؟

 

ابو هاشم یکی از یاران و اصحاب خوب حضرت عسکری علیه السلام می گوید: از حضرت در مورد آیۀ " ثمّ اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه، و منهم مقتصد، و منهم سابق بالخیرات باذن الله " سپس این کتاب آسمانی را به گروهی از بندگان برگزیدۀ خود به میراث دادیم، اما از میان مردم عده ای بر خود ستم کردند، و عده ای میانه رو بودند، و گروهی به اذن پروردگار در نیکیها از همه پپیشی گرفتند سؤال کردم، حضرت فرمودند: تمام این آیه مربوط به آل محمد علیهم السلام می باشد، زیرا ظلم کنندۀ به نفس کسیست که اقرار به امامت امام بر حق نکند، و مقتصد کسیست که معرفت به امام داشته و پیرو او باشد، و سبقت گیرنده به خیر خود امام می باشد. ابو هاشم می گوید: با خود در کلام امام فکر میکردم و به عظمت مقامی که پروردگار به امامان علیهم السلام عنایت نموده است و اشک از چشمان من جاری شد، حضرت عسکری علیه السلام به من نظر انداخته فرمود: عظمت مقام و شأن امام که به آن فکر می کنی بزرگتر از آن است!! خدا را شکر کن که متمسک به ریسمان آنان شدی و در روز قیامت آنگاه که هرکس با امام و رهبری محشور می شود تو از پیروان آنان به شمار میروی، همانا بر خیر و نیکی هستی.

 

در کتاب تفسیر حضرت عسکری علیه السلام آمده است: در زمان حضرت عسکری روزی والی بلد شخصی را به اتهام دزدی گرفته بود تا او را شلاق بزند، این متهم که ولایت والی را نسبت به حضرت می دانست به او گفته بود: از خدا بترس و من را شلاق نزن چرا که من از شیعیان امیر المؤمنین هستم و پیرو حضرت عسکری پدر امام قائم علیه السلام می باشم!!

 

والی به حضرت عرض کرد: او را نزد شما آوردم تا بدانم راست گفته تا از او بخاطر شما درگذرم و یا دروغ می گوید؟ و به او گفته ام اگر دروغ گفته باشی دست و پای تو را قطع می کنم بعد از آنکه هزار ضربه شلاق به توزده باشم!!

 

حضرت عسکری به والی فرمودند: پناه به خدا میبرم از اینکه او شیعه و پیرو علی علیه السلام باشد، و پروردگار او را در دست تو مبتلا کرده بخاطر گمانی که دارد به اینکه شیعۀ امیر المؤمنین می باشد. والی او را به جائی برد و به دو نفر دستور داد تا او را بزنند، اما تمام ضربات آن دو به زمین می خورد!! والی متعجب از کار آن دو به آنان گفت: چرا به زمین چوب می زنید؟ به پشت او چوب بزنید، اما هنگامی که ضربات را به پشت او خواستند وارد کنند چوب ها را به یکدیگر میزدند و از درد فریاد برآورده و آه و ناله سر داده بودند!!

 

والی به آنان گفت: شما را چه می شود، آیا دیوانه شده اید که یکدیگر را میزنید؟! این مرد را بزنید. آن دو گفتند: ما ضربات را به او وارد می کنیم اما نمیدانیم چرا به خودمان برمیگردد!!

 

کتک خوردن والی به جای متهم!!

 

هنگامی که والی این منظره را دید دستور داد چهار نفر دیگر نیز به کمک این دو نفر آمدند و به آنان گفت: متهم را احاطه کرده وبا هم ضربات را بر او وارد کنید، اما هنگامی که خواستند متهم را بزنند تمام چوب ها بر والی که بر اسب خود نشسته بود وارد شد و از شدت ضربات چوب های جلادان از مرکب افتاده و فریاد می زد: وای بر شما مرا کشتید، خدا شما را بکشد، این چه کاریست که با من می کنید؟!

 

جلادان گفتند: ما قصد او را داریم و چوب ها را بر او وارد کردیم. والی عده ای دیگر را آورد تا متهم را بزنند اما آنان نیز چوب هایشان به خطا رفته وبر والی اصابت می کرد!! و می گفتند: ما تو را نشان نگرفتیم بلکه او را زدیم، والی به آنان گفت: اگر مرا نمی زنید پس این زخم ها وشکستگی ها که بر سر و روی من ایجاد شده از کجا می باشد؟! آنان گفتند: دست های ما بشکند اگر تو را زده باشیم.

 

آن مرد متهم به والی گفت: ای بندۀ خدا! آیا همین مقدار برای تو در قصۀ من باعث عبرت نیست؟ مرا نزد امام علیه السلام برگردان واز او حقیقت امر را جویا شو. والی او را نزد امام برگرداند و به حضرت عرض کرد: ای پسر رسول خدا! از قصۀ این مرد در تعجب و حیرت شدیم، شما فرمودید: او از شیعیان شما اهل بیت نیست، آیا او از شیعیان ابلیس می باشد و حال آنکه او در آتش جهنم است؟! همانا از این مرد معجزاتی دیدیم که تنها برای انبیا این معجزات انجام می شود. حضرت به والی فرمودند: بگو برای انبیا و اوصیاء آنان. والی گفت: و برای اوصیاء آنان.

 

فرق بین شیعه و محب از زبان حضرت عسکری

 

آنگاه حضرت عسکری علیه السلام به والی فرمودند:ای بندۀ خدا! او در کلام خود که گفت: از شیعیان هستم دروغی گفت که اگر می دانست چه می گوید و تعمد در این دروغ داشت تمام آن عذاب هائی که از تو برایش دستور داده شده بود را متحمل می شد، و در سیاهچال به مدت سی سال گرفتار می شد، اما پروردگار رحمت خود را شامل حال او کرد چرا که او با اظهار این کلمه دوستی ما را قصد کرده بود نه اینکه پیروی ما و شیعۀ ما بودن را! و خدای تعالی او را از دست تو نجات داده، وتو نیز از او درگذر زیرا او از دوستان ما می باشد اما نه از شیعیان!!

 

والی که از کلام حضرت در حیرت فرو رفته بود به حضرت عرض کرد: اما تمام این ها نزد ما یکی است و فرقی نمی کند، چه فرقی است بین شیعه و محب؟ حضرت عسکری علیه السلام فرمودند: فرق این است که شیعیان و پیروان ما از تمام گفتار و کردار ما پیروی کرده و در تمام فرمان ها و نهی ها از ما اطاعت نموده و مخالفت امر ما نمی کنند، آنان شیعیان ما هستند. و اما کسانی که در خیلی از چیز هائی که پروردگار واجب و فرض نموده مخالفت امر ما می کنند شیعه و پیرو ما نیستند [بلکه بخاطر محبت آنان به اهل بیت به آنان موالی و محب گفته می شود].

 

و تو ای والی! دروغی گفتی که اگر آن دروغ را قصد کرده بودی و تعمد در گفتن آن دروغ داشتی پروردگار تو را نیز به هزار ضربۀ شلاق و سی سال زندان در سیاهچال مبتلا می نمود!! والی گفت: ای پسر رسول خدا! آن دروغ کدام است؟ حضرت فرمودند: آنکه گمان کردی معجزاتی از این مرد دیدی، همانا آن معجزات از او نبود بلکه آن ها از ما بود که پروردگار در او نمایان نمود تا جلالت و عظمت شأن ما روشن و آشکار شود. آیا زنده شدن مردگان به دست حضرت عیسی علیه السلام معجزه برای اموات بود یا برای عیسی؟ و آیا پرندگانی را که حضرت عیسی با گل به دست خود درست کرد و به اذن پروردگار به پرواز درآمدند معجزه برای پرندگان بود یا برای عیسی؟ و آیا آن کسانی که به شکل میمون مسخ شدند معجزه برای مسخ شدگان بود یا برای پیامبر آنان؟ آنگاه والی به اشتباه خود پی برد و از پروردگار برای گفتۀ خود طلب مغفرت نمود.

 

سپس حضرت عسکری به آن مرد متهم که ادعا کرده بود از شیعیان علی علیه السلام می باشد رو کرده فرمودند: ای بندۀ خدا! تو از شیعیان علی علیه السلام نیستی بلکه از محبین او هستی، همانا شیعۀ علی علیه السلام کسانی هستند که خدای عز وجل در صفت آنان فرموده:" و الذین آمنوا و عملوا الصالحالت اولئک اصحاب الجنة هم فیها خالدون " و کسانی که ایمان آورده و عمل نیکو انجام دهند برای همیشه در بهشت سکنی میگزینند.

 

صفاتی دیگر از شیعه

 

آنان کسانی هستند که به پروردگار ایمان آورده و او را از عیب ها منزه و پاک می دانند، و رسول خدا صلی الله علیه و آله را در تمام کلماتش تصدیق می کنند، و علی بن ابی طالب را پس از او امام و خلیفه و آقای مؤمنین می دانند، و کسی را در میان مردم هم ردیف او به حساب نمی آورند، و حتی اگر همۀ امت در یک کفه قرار بگیرند و علی بن ابی طالب علیهما السلام در یک کفه هم تراز او نمی شوند، بلکه بر آنان برتری دارد آنچنان که آسمان و زمین بر یک ذره برتری دارد.

 

شیعیان علی علیه السلام کسانی هستند که برای آنان اهمیت ندارد که مرگ به سراغ آنان بیاید یا خود به سراغ مرگ بروند [اعمال آنان درست طبق فرمان خدا واهل بیت انجام شده لذا ترسی از حساب و کتاب الهی ندارند]. شیعیان علی کسانی هستند که ایثار می کنند و دیگران را بر خود مقدم می دارند حتی اگر خود بسیار نیازمند باشند، و آنان کسانی هستند که پروردگار آنان را در جاهائی که نهی فرموده نمی بیند، و در جاهائی که امر کرده باشند همیشه حاضر هستند. و شیعیان علی کسانی هستند که به علی علیه السلام در گرامی داشتن برادران مؤمن خود اقتدا و پیروی می کنند.

 

آنگاه حضرت عسکری برای اینکه اطمینان بیشتری به آن مرد بدهند فرمودند: من این ها را از قول خود نمی گویم بلکه از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله می گویم [اگرچه قول و کلام حضرت عسکری نیز قول رسول خدا می باشد]، و آن نیز قول پروردگار است که می فرماید:" و عملوا الصالحات " و اعمال نیکو انجام می دهند، آنان به تمام واجبات پس از توحید و اعتقاد به رسالت و امامت عمل می کنند، و بزرگترین واجبات حقوق برادران دینی می باشد و تقیه از دشمنان خدای عز وجل [آن هنگام که زمان تقیه باشد].

 

پروردگار! توفیق پیروی کامل از اهل بیت علیهم السلام را به ما عنایت بفرما، پروردگارا! در امر ظهور حضرت حجت علیه السلام تعجیل بفرما، پروردگارا! با فرج و ظهور ولیت امام عصر علیه السلام بنای منهدم شدۀ بقیع مدینه و بقیع سامرا را بازسازی بفرما


+ نوشته شده در  Fri 4 Apr 2008ساعت 2:39 AM  توسط فاطمه حسينى | 

بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

ميلاد رسول خدا، باب فاطمۀ زهرا، ابن عم علیّ مرتضی، جد ائمۀ هدی حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله را و همچنین میلاد هشتمین نور از انوار طیبه حضرت صادق علیه السلام را به منتقم آل محمد علیهم السلام و همۀ شیعیان تبریک و تهنیت عرض می کنم

 

                          

خلقت رسول خدا و امیر المؤمنین

 

اباذر رضوان الله تعالی علیه می گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود:" خلقت أنا و علي بن ابي طالب من نور واحد، نسبّح الله یمنة العرش قبل أن خلق آدم بألفي عام،... " من و علی بن ابی طالب دو هزار سال قبل از خلقت آدم از یک نور خلق شدیم، و پروردگار را در یمین عرش تسبیح و تنزیه میکردیم، پس از آنکه پرودرگار آدم را خلق فرمود آن نور را در صلب آدم علیه السلام قرار داد، و او در بهشت سکنی گرفت و حال آنکه ما در صلب او بودیم... و پیوسته خدای عز وجل ما را از صلب های پاک و خدا پرست به رحم های پاک و خدا پرست منتقل فرمود تا آنکه به صلب عبد المطلب منتقل شدیم، سپس به دو نیم قسمت شدیم، و خدای عز وجل مرا در صلب عبد الله قرار داد و علی را در صلب ابو طالب، و نبوت و برکت را در من قرار داد، و در علی فصاحت و دلیری را، و دو اسم از اسماء خود برای ما دو نفر منشق نمود، او صاحب عرش محمود است و من محمد، و پروردگار اعلی می باشد و این علی است.

حضرت باقر علیه السلام به جابر جعفی فرمودند:" یا جابر! کان الله و لا شيء غیره، لا معلوم و لا مجهول، فأول ما ابتدأ خلقه أن خلق محمداً صلی الله علیه و آله، و خلقنا أهل البیت معه من نور عظمته، ... " ای جابر! پروردگار بود و غیر او چیزی نبود، نه آشکار و نه نهان، پس اولین چیزی که خلقتش را آغاز نمود محمد صلی الله علیه و آله بود، و ما اهل بیت را با او از نور عظمت خود خلق فرمود، و ما را در پیشگاه خود سایۀ سبز رنگی قرار داد، در آن زمانی که نه آسمانی بود و نه زمینی و نه مکانی، و نه شب و روزی، و نه خورشید و ماهی، هیچ چیز وجود نداشت.

 

صفات رسول خدا از زبان دشمنان

 

شیخ صدوق در کتاب امالی از قول لیث بن سعد می گوید:" قلت لکعب و هو عند معاویة: کیف تجدون صفة مولد النبي صلی الله علیه و آله؟ و هل تجدون لعترته فضلاً؟ فالتفت کعب إلی معاویة لینظر کیف هواه، فأجری الله عز وجل علی لسانه فقال: هات یا أبا اسحاق ــ رحمک الله ــ ما عندک،... " در مجلس معاویه به کعب یهودی [کعب الاحبار يهودی بود، در ایام  غصب خلافت عمر به مدینه آمده و اسلام را ظاهراً پذیرفت و سپس به شام رفت و مستشار معاویه شد!! کنیۀ او ابو اسحاق می باشد] گفتم آیا در کتاب های آسمانی صفات رسول خدا صلی ا لله علیه و آله چگونه آمده است؟ و آیا از فضل و برتری اهل بیت او هم چیزی هست؟ کعب به معاویه نگاه کرد تا ببیند در چه حالیست؟ در این هنگام پروردگار بر زبان معاویه جاری کرد به او اجازه دهد تا آنچه که میداند بگوید.

 

کعب گفت: من هفتاد و دو کتاب از کتاب های آسمانی را خوانده ام، و کتاب های دانیال را نیز خوانده ام، و در تمام آن ها از میلاد رسول خدا و از عترت و اهل بیت او نوشته شده بود!! و نام او در کتب آسمانی معروف و نمایان است...

 

کعب ادامه می دهد: در کتاب ها نوشته شده است آن هنگام که آمنه به محمد حامله شد، در آسمان ها ندا داده شد و در زمین ها و حتی در دریا ها بشارت داده شد، و تمام حیوانات و پرنده ها به این امر آگاه شدند!! و در شب میلاد رسول خدا در بهشت هفتاد هزار قصر از یاقوت قرمز، و هفتاد هزار قصر از مروارید بنا شد و گفته شد که این قصر ها قصر های میلاد هستند، و بهشت زینت شد، و به او (بهشت) گفته شد خوش باش که پیامبر دوستانت آفریده شد، و در آن روز بود که از شادی بهشت خنده کرد و تا روز قیامت خندان خواهد بود!!...

 

و در آن هنگام تمام کوه ها به یکدیگر بشارت دادند و تهلیل می گفتند و بخاطر رسول خدا برای کوه ابی قبیس [در مکه] خضوع کردند، و تا چهل روز تمام درخت ها با شاخ و برگ و میوۀ خود خدا را به شکرانۀ خلقت پیامبر تقدیس کردند، و حوض کوثر از سرور به اضطراب درآمد و با قطرات آبی که از حوض بیرون ریخته شد هفتصد قصر از درّ و یاقوت ساخته شد و همۀ این قصر ها نثار میلاد محمد صلی الله علیه و آله بود، و ابلیس برای چهل روز به بند کشیده شد، و تمام بت ها فرو ریختند و فریاد برآوردند و صدائی از کعبه شنیده شد که می گفت: ای آل قریش! همانا بشارت دهنده آمد، همانا انذار دهنده آمد، عزت همیشگی و ابدی و نفع و سود بزرگ با او می باشد، و او خاتم پیامبران است.

 

کعب ادامه می دهد: و در کتاب های آسمانی می بینیم که عترت و اهل بیت او بعد از او بهترین مردم هستند، و مردم پیوسته در امان از عذاب الهی هستند تا زمانی که یکی از عترت او در دنیا باشد، در این هنگام معاویه از کعب پرسید: ای ابا اسحاق! عترت او کیانند؟ کعب گفت: فرزندان فاطمه عترت او هستند، در این هنگام معاویه از شدت غضب چهره در هم کشید و لبان خود را به دندان میگزید، و شروع کرد با ریش خود بازی کند [تا شاید بتواند خشم خود را نشان ندهد]، کعب گفت: و ما صفات دو فرزند شهید او (رسول خدا) را نیز در کتب آسمانی می یابیم که فرزندان فاطمه می باشند، و بدترین خلق خدا آن دو را به قتل می رساند، معاویه پرسید: چه کسی قاتل آن دو می باشد؟ کعب گفت: مردی از قریش، معاویه از جا برخاست و گفت: بر خیزید، و ما نیز برخاسته و مجلس را ترک کردیم!!

 

نام رسول خدا در کتب آسمانی

 

روزی عمر که در دل به رسالت رسول خدا شک و تردید داشت از عبد الله بن سلام پرسید: آیا محمد را در کتاب های خود می شناسید و نام او در آن کتاب ها آمده است؟ عبد الله به او گفت: آری به پروردگار سوگند او را چنان می شناسیم که اگر در میان شما او را ببینیم با تمام صفاتی که خدای تعالی برای او بیان کرده می شناسیم، آنچنانکه هر یک از ما اگر فرزند خود را در میان پسرانی ببیند می شناسد، و سوگند به آنکه ابن سلام به او قسم یاد می کند معرفت و شناخت من به محمد بیش از آن است که فرزندم را بشناسم!!

 

علامت های میلاد نور

 

حضرت صادق علیه السلام فرمودند: ابلیس لعنة الله علیه به آسمان ها بالا میرفت، هنگامی که حضرت عیسی متولد شد از سه آسمان محروم شد، و تا چهار آسمان را بالا می رفت، هنگامی که رسول خدا متولد شد از همۀ هفت آسمان محروم شد،... و تمام بت های عالم در روز ولادت رسول خدا با صورت بر زمین افتادند ... و آتش آتشکدۀ فارس خاموش شد و حال آنکه قبل از آن به هزار سال هرگز خاموش نشده بود!!... و تخت و بارگاه تمام پادشاهان وازگون شد، و در آن روز تمام پادشاهان از تکلم بازماندند!! و علم ساحران و کاهنان باطل شد.

 

مرحوم علامۀ مجلسی از کناب مناقب نقل می کند که حضرت آمنه بنت وهب فرمود:" لما قربت ولادة النبي صلی الله علیه و آله رأیت جناح طائر أبیض قد مسح فؤادي ..." هنگامی که میلاد رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک شد پرندۀ سفیدی با بال های خود بر قلب من کشید، در این هنگام ترس و وحشت از من بیرون شد، در آن هنگام احساس تشنگی می کردم به من آبی داده شد، آن را نوشیدم و تشنگی من برطرف گشت، پس از آن نوری از من ساطع شد، و زنان بلند قامتی را دیدم که با من سخن می گفتند اما کلام آنان شبیه به آدمیان نبود...

 

پارچۀ ابریشمی سفید رنگی را دیدم که بین آسمان و زمین پهن شد، و صدائی شنیدم که می گفت: بهترین و عزیز ترین مردم را بگیرید، و مردانی را دیدم در هوا ایستاده اند و با آنان ابریق های آب هست، و علمی که از یاقوت بود و پارچۀ آن سندس بود، دیدم که آن را بین آسمان و زمین آوردند و بر پشت بام کعبه برافراشتند، و رسول خدا صلی الله علیه و آله متولد شد، دستی بر زمین گذاشت و انگشت دست دیگر را به آسمان به تهلیل و تکبیر بلند کرد، و ابری از آسمان به زمین آمد تا آنکه او را فرا گرفت و صدائی شنیدم که گفت: محمد را در تمام عالم از شرق و غرب آن طواف دهید و او را به تمام عالم معرفی کنید تا با صفات و صورت او را بشناسند...

 

مفضل از قول حضرت صادق علیه السلام می گوید:" لما ولد رسول الله صلی الله علیه و آله فتح لآمنة بیاض فارس و قصور شام ..." هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به دنیا آمد برای آمنه علیها السلام نوری ساطع شد که در آن قصر های فارس و قصر های شام را نظاره کرد، فاطمه بنت اسد خندان نزد ابو طالب آمد و به او بشارت ولادت حضرت را داد، و آنچه را که آمنه گفته بود برای ابو طالب بیان کرد، ابو طالب به او فرمود: آیا از این امر تعجب میکنی؟ همانا تو وزیر او را برایش خواهی آورد!!

 

واقدی [تاریخ نویس مورد اعتماد] می گوید: ... پس از میلاد حضرت رسول صلی الله علیه و آله ابلیس خاک بر سر خود ریخت و اولاد خود را جمع کرد و به آنان گفت: ای فرزندان من! از وقتی که خلق شدم تا کنون چنین مصیبتی به من نرسیده!! به او گفتند: آن چه مصیبتی است؟ گفت: بدانید که در این شب مولودی به دنیا آمده که محمد نام دارد، به وسیلۀ او عبادت صنم ها و بت ها از میان برداشته می شود و دیگر بر بت ها سجده نمی شود و او مردم را به عبادت و بندگی خدای یکتا دعوت می کند...

 

واقدی می گوید: حوریان بهشتی محمد صلی الله علیه و آله را گرفته و در پارچه ای پیچیده و به آمنه دادند، و به سوی بهشت بازگشته و ملائکۀ آسمان ها را به میلاد پیامبر بشارت می دادند، در این هنگام چبرئیل و میکائیل به صورت آدمی نازل شدند و با آن دو طشت و ابریق بهشتی بود، جبرئیل رسول خدا را گرفته و می شست و میکائیل بر او آب می ریخت، و آمنه در گوشه ای از اتاق به آن دو نگاه می کرد، جبرئیل به آمنه گفت: ای آمنه ما او را از نجاست نمی شوئیم که او طاهر است و هرگز نجس نیست...

 

آمنه می گوید پس از آنکه او را شستشو دادند همهمه ای از پشت درب منزل شنیدم چبرئیل مرا گفت که اینان ملائکۀ آسمان های هفتگانه هستند، آمده اند تا بر رسول خدا صلی الله علیه و آله سلام کنند، آمنه می گوید: اطاق من وسعت پیدا کرد تا همۀ آنان در آن اتاق گروه گروه وارد شدند و بر او سلام می کردند و می گفتند: سلام بر تو ای محمد، سلام بر تو ای محمود، سلام بر تو ای احمد، سلام بر تو ای حامد...

 

پاک نشدن نام رسول خدا از تورات!!

 

امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند:" جاء نفر من الیهود الی رسول الله صلی الله علیه و آله فسأله أعلمهم عن أشیاء فأجابه صلی الله علیه و آله فأسلم و خرج رقاً أبیض فیه جمیع ما قال النبي صلی الله علیه و آله... " عده ای از یهودیان نزد حضرت رسول صلی الله علیه و آله آمده و عالم ترین آنان از حضرت پرسش هائی کرد و حضرت رسول جواب تمام آن ها را به او دادند، پس از آن یهودی اسلام آورد و پوست نازکی را درآورد که بر آن تمام چیز هائی که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده بود نوشته شده بود.

 

آنگاه او به رسول خدا گفت: ای رسول خدا! سوگند به پرودگار من آن ها را نسخه برداری نکردم مگر از الواحی که خدای عز وجل به موسی علیه السلام وحی کرده بود، و همانا در تورات فضل و برتری تو را چنان دیدم که به تورات شک کردم!! ای رسول خدا! چهل سال است که سعی می کنم نام تو را از تورات محو کنم، و هرگاه آن را محو می کنم باز میبینم که نام تو در آن نوشته شده است!!

 

ای رسول خدا! در تورات خوانده ام که این مسائل را غیر از تو نمی تواند جواب گوید، و خوانده ام زمانی که این سؤال ها بر تو عرضه می شود و تو جواب آن را میفرمائی جبرئیل در سمت راست تو و میکائیل در سمت چپ تو می باشند و وصی تو نیز در مقابل تو نشسته است. حضرت فرمودند: راست می گوئی، این جبرئیل است که اکنون در سمت راست من نشسته و میکائیل در سمت چپ من، و این وصی من علی بن ابی طالب است که در پیش روی من نشسته است.

 

السّلام علیک یا مبشّر، السّلام علیک یا نذیر، السّلام علیک یا منذر، السّلام علیک یا نور الله الذي یستضاء به، السّلام علیک و علی اهل بیتک الطیبین الطاهرین الهادین المهدیین، السّلام علیک و علی جدّک عبد المطّلب، و علی ابیک عبد الله، و علی امّک آمنة بنت وهب

+ نوشته شده در  Tue 25 Mar 2008ساعت 5:1 PM  توسط فاطمه حسينى | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29
84/11/01 - 84/11/30
84/10/01 - 84/10/30
پیوندها
قرآن وعترت
***سخن نور***
کلمات گهربار امام علی علیه السلام
پایگاه اسلام حقیقی
پایگاه آیت الله شیرازی(فارسی)
پایگاه آیت الله شیرازی(عربی)
پایگاه آیت الله شیرازی(انگلیسی)
محاضرات آیت الله (السیدمجتبی الحسینی الشیرازی)
زندگینامه و آثار آیت الله شهید سید حسن شیرازی رضوان الله تعالی علیه
نابغه قرن بیستم در تالیف(آیت الله شهید سیدمحمدشیرازی)
بزرگ مرجع جهان تشیع(آیت الله سیدصادق شیرازی)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Free Counters
Free Counters