تبليغاتX
این المنتقم؟؟؟
کجاست انتقام گیـــــــــــــــــــــــــرنده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 بســــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

ورود اهل بیت و بازماندگان ابا عبدالله و داغداران کربلا را به شام خراب، شهادت نازدانۀ امام حسین حضرت رقیه، و همچنین شهادت امام حسن مجتبی به دست بزرگترین خائن و کافر زمانش معاویه علیه لعائن الله را به منتقم آل محمد علیهم السلام و همۀ شیعیان و دوستداران اهل بیت تسلیت عرض میکنم

 

وفای به عهد دستور خدای متعال

پروردگار در قرآن کریم در سورۀ مائده می فرماید:" یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود " ای کسانی که ایمان آورده اید به عهد ها و پیمان های خود وفا کنید. و همچنین می فرماید:" الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه، و یقطعون ما امر الله به أن یوصل و یفسدون في الارض، اولئک هم الخاسرون " فاسقان کسانی هستند که پیمان خدا را پس از محکم ساختن آن می شکنند و پیوند هائی را که خدا دستور داده برقرار سازند [فرمانبری از اهل بیت] قطع نموده و در روی زمین فساد می کنند این ها زیانکارانند. و همچنین کسانی که نقض پیمان با خدا می کنند مورد لعن پروردگار قرار گرفته و سرای بدی برای آنان مهیا شده است " اولئک لهم اللعنة و لهم سوء الدار ".

در مکتب اسلام و دستور های اهل بیت علیهم السلام وفای به عهد و پیمان یکی از نشانه های ایمان است، و بر عکس آن کسی که پیمان شکند و به عهد و پیمان خود وفادار نباشد فاسق و خیانتکار به حساب می آید.

امام حسن علیه السلام هنگامی که بی وفائی مردم و اصحاب خود را دیدند، و از طرفی پیشنهاد صلح که از جانب معاویه پیشنهاد شد، عهد نامه ای را امضا کردند اما  پس از پیمان های سخت و مؤکدی که از معاویه لعنة الله علیه گرفتند، و اين عهد و پیمان برای این نبود که معاویه را نمی شناختند بلکه حضرت بهتر از معاویه او را می شناختند، و نه برای این بود که معاویه برای وفای به عهد و پیمان ثابت بماند و از راه حق بیرون نشود که او به حق و حقیقت دانسته و با علم پشت کرده بود، اما این عهد و پیمان ها برای این بود که خباثت و پیمان شکنی معاویه در تاریخ ثبت شود تا برای همگان حجت باشد و " لیهلک من هلک عن بینة و یحیی من حيّ عن بینة " تا آن ها که هلاک می شوند و به گرداب ضلالت می افتند از روی اتمام حجت باشد و آنان که هدایت می شوند از روی دلیل باشد.

پس از آنکه معاویه لعنة الله علیه  آن پیمان های محکم را بست و قرارداد آتش بس امضا شد، بالای منبر رفته گفت:" الا و ان کل شيء أعطیت الحسن بن علي تحت قدميّ هاتین لا أفي به " آگاه باشید تمام قراردادی که با حسن بن علی بستم زیر پایم گذارده و به آن ها وفا نمی کنم!!

چنین شخصیتی خود را خلیفۀ رسول الله معرفی کرده و عنوان ولی امر مسلمین را دارد!! کسی که با امام زمان خود امیر المؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام می جنگد، و بعد از آن مردم را بر علیه امام زمانش امام حسن علیه السلام می شوراند، و پس از مدتی با بیعت گرفتن از مردم برای فرزند کافر و فاجر خود یزید زمینه را برای جنگ با امام زمانش حسین علیه السلام آماده و مهیا می سازد.

 

چه کسی صلاحیت خلافت دارد؟

متاسفانه بعضی خیال می کنند امام حسن علیه السلام لباس خلافت را از تن درآورده و آن را به معاویه بخشیدند، و بعضی را گمان بر این است که حضرت مایل به این کناره گیری بودند، اما نمی دانند که خذلان مردم اهل بیت را و دوری آنان از فرزند رسول خدا و گرویدن آنان به معاویه و حزب شیطان باعث شد که حضرت مانند پدر خود در خانه نشسته تا زمانی که خدا امر جهاد و قیام بدهد.

امام حسن علیه السلام برای اینکه مردم کاملا حق را بدانند آنگاه پس از دانستن حق راهی را که میخواهند انتخاب کنند، بالای منبر رفته و در ضمن خطبه ای که خواندند فرمودند:" ... و انّ معاویة زعم لکم اني رأیته للخلافة أهلاً، و لم أر نفسي لها أهلاً، فکذب معاویة. نحن اولی الناس با لناس في کتاب الله عز وجل و علی لسان نبیه، و لم نزل مظلومین منذ قبض الله نبیه..." همانا معاویه گمان باطل دارد که من او را شایستۀ خلافت می دانم و خود را برای خلافت شایسته نمیبینم!! معاویه دروغ می گوید. همانا ما از مردم بر مردم اولی هستیم و این فرمایش الهی است در قرآن و فرمایش رسول او می باشد، اما پس از [شهادت] رسول خدا پیوسته مظلوم واقع شدیم، ما خدا را حاکم بین خود و کسانی که به ما ظلم کردند قرار می دهیم، آنان سهم ما را غصب کردند، و آنچه را که رسول خدا به مادر ما (حضرت فاطمه سلام الله علیها) بخشیده بود گرفتند.

به پروردگار سوگند اگر مردم در آن زمان که رسول خدا دنیا را وداع  گفت با پدرم بیعت می کردند، آسمان باران خود را بر سر آنان می ریخت و زمین از برکت خود آنان را سیر می کرد و هرگز تو ای معاویه در آن [خلافت] طمع نمی کردی.

اما هنگامی که این امر از معدن خود [اهل بیت] خارج شد، قریش در بین خود به نزاع پرداختند تا سهمی در آن داشته باشند، آن گاه آزاد شدگان [کسانی که تا روز فتح مکه اسلام را نپذیرفته بودند و در آن روز از ترس شمشیر اسلام را بر زبان جاری ساختند] و فرزندانشان تو ای معاویه و دوستانت در آن طمع کردید، همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:" ما ولّت امة امرها رجلاً و فیهم من هو أعلم منه، إلا لم یزل امرهم یذهب سفالا حتی یرجعوا إلی ما ترکوا " هر امتی که رهبری برای خود انتخاب کند، و حال آنکه فردی برتر از او در میان امت باشد، هر آینه آن امت روز بروز سرنگون تر می گردد مگر آنکه رهبر صحیح را برگزیند.

همانا بنی اسرائیل با آنکه می دانستند هارون خلیفه و جانشین موسی می باشد ولایت او را ترک گفته و از سامری پیروی کردند و این امت پدرم را رها کرده و با دیگری (ابوبکر لعنة الله علیه) بیعت کردند با آنکه شنیده بودند که رسول خدا به پدرم فرموده بود:" انت مني بمنزلة هارون من موسی الا النبوة " همانا تو برای من همانند هارون برای موسی هستی به استثنای مقام نبوت، و همانا دیدند که رسول خدا پدرم را روز غدیر به مقام خلافت و جانشینی خود نصب کرد، و آنان را امر فرمود تا حاضران به کسانی که حضور ندارند بگویند.

و رسول خدا زمانی که مردم را به یکتا پرستی دعوت می کرد آن هنگام که خود را در مکه تنها و در خطر دید به غار رفت، و اگر کسانی را [ به اندازۀ کفایت] برای خود یاور می دید هرگز از میان مردم بیرون نمی شد، و آن هنگان که پدرم از مردم کمک خواست و مردم او را یاری نکردند از آنان دست کشید.

آن زمان که مردم خواستند هارون را به قتل برسانند خدای تعالی مسئولیت را از او برداشت و همچنین رسول خدا آن هنگام که مردم ارادۀ قتل او را داشتند به غار رفت، و پدرم و من نیز آن هنگام که یاوری برای خود ندیدیم از مردم کناره گرفتیم چرا که مردم یاری خود را از ما برداشتند، و این ها سنت ها و مثال هائی است که یکی از دیگری پیروی می کند.

سب و لعن اهل بیت بر منابر!!

به کسانی که امروز به شیعیان مخلص و پیروان حقیقی قرآن و اهل بیت علیهم السلام ایراد می گیرند که چرا دشمنان دین (ابوبکر، عمر، عثمان، معاویه و...) را لعنت می کنید؟ می گوئیم: ما از فرمان و روش قرآن و اهل بیت پیروی می کنیم، خدای تعالی در قرآن تمام کسانی را که حکم و فرمان الهی را قبول ندارند کافر، ظالم و فاسق به شمار آورده و این گروه مورد لعن خدا و اهل بیت و ملائکه هستند " ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون " و می فرماید:" و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون " و می فرماید:" و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون " و می فرماید:" ان الله لعن الکافرین و اعدّ لهم سعیرا " و آیا کسی که فرمان رسول خدا را زیر پا بگذارد و خلافت را غصب نماید، و قاتل رسول خدا و اهل بیت باشد و... و... و... کافر نیست؟ و اگر کافر است و دشمن اهل بیت، آیا لعن او جایز نیست؟!

خدای تعالی رجس و پلیدی را از اهل بیت دور ساخته و آنان را معصوم معرفی می کند " انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا " به غض نظر از کتب تفسیر شیعه که در تفسیر بکری ها (پیروان و محبین ابوبکر لعنة الله علیه) این آیه در مورد رسول خدا، امیر المؤمنین، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین علیهم الصلاة و السلام نازل شده است.

اما می بینیم معاویه لعنة الله علیه امیر المؤمنین و حسنین علیهم السلام را در قنوت نماز خود لعن کرده و دستور می دهد تا روی منابر امیر المؤمنین را لعن کرده آنگاه خطبه را شروع کنند!! در کتاب صلح الحسن از قول ابن اثیر آمده است:" ان معاویة کان اذا قنت سبّ علیا و ابن عباس و الحسن و الحسین و الاشتر " و از قول ابو عثمان جاحظ می گوید:" ان معاویة کان یقول في آخر خطبته : اللهم العن ابا تراب، الحد في دینک و صدّ عن سبیلک، فالعنه لعناً وبیلاً و عذبه عذاباً الیما، و کتب بذلک الی الآفاق، فکانت هذه الکلمات یشاد بها علی المنابر " در آخر هر خطبه ای که می خواند می گفت: خدایا ابو تراب (امیر المؤمنین) را لعنت کن چرا که از دین تو خارج شده و مردم را از رسیدن به حقیقت بازداشته، پس او را به این جهت زیاد لعن کن و به عذاب دردناکی عقاب بنما!! و چنین لعنی را برای تمام شهر های مسلمان نشین فرستاده بود تا روی منابر اینچنین حضرت را لعن کنند!!

فرمایش رسول خدا در مورد امام حسن

در کتاب صحیح بخاری از قول براء آمده است:" رأیت رسول الله صلی الله علیه و آله و الحسن بن علي علی عاتقه یقول: اللهم انّي احبه فاحبه " براء می گوید: رسول خدا را دیدم که حسن بن علی را بر دوش خود گذاشته بود و می فرمود: بار الها! من او را دوست می دارم تو نیز او را دوست بدار.

ابن عباس نقل می کند که حضرت رسول امام حسن را بر دوش خود سوار کرده بودند، من به امام حسن گفتم:" نعم المرکب رکبت یا غلام، فقال النبي: و نعم الراکب هو " خوب مرکبی را سوار شدی ای پسر، حضرت رسول فرمودند: و او خوب سواری می باشد.

همچنین ابن عباس از حضرت رسول صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمودند:" الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة من احبهما فقد احبني و من ابغضهما فقد ابغضني " حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشت هستند، هرکه آنان را دوست بدارد همانا مرا دوست داشته و هرکس آنان را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است.

احمد بن حنبل روایت می کند از حضرت رسول صلی الله علیه و آله:" من احبّ هذین (الحسن و الحسین) و اباهما و امهما کان معي في درجتي یوم القیامة " هر کس این دو حسن و حسین را و پدر آنان و مادر آنان را دوست بدارد روز قیامت همراه من و در کنار من محشور می شود.

عائشه نیز از رسول خدا روایت می کند که فرمودند:" سألت الفردوس ربّها فقالت: أي ربِّ! زیّنّي فانّ اصحابي و اهلي اتقیاء ابرار، فاوحی الله عز وجل الیها: ألم ازیّنک بالحسن و الحسین؟! " فردوس برین از پرودگار درخواست می نماید تا او را زینت نماید چرا که نیکوکاران و متقین در آن سکنی میگزینند، پروردگار می فرماید: مگر تو را با حسن و حسین زینت نکردم؟!

بنا بر این احادیث معاویه و هر آنکس که با اهل بیت دشمنی نماید و ظلمی به آن بزرگواران نموده به یقین با شخص رسول خدا دشمنی کرده و دشمنی با رسول خدا دشمنی با پروردگار می باشد و دشمن پروردگار جایگاهش جهنم است.

این احادیث قطره ای از دریاست، فضائل اهل بیت علیهم السلام آنقدر زیاد است که احصا و شمارش نشوند " و ان تعدّوا نعمت الله لا تحصوها " و اهل بیت علیهم السلام بزرگترین نعمت های الهی هستند که پروردگار امت را فرموده تا از آن نعمت ها استفاده کنند و کفران نورزند، اما افسوس که قدر این نعمت آنچنان که باید شناخته نشد و مردم از آن بهره نجستند، و این نبود مگر ظلمی که پس از شهادت رسول خدا در سقیفۀ بنی ساعده ابوبکر و عمر و اصحاب آن دو لعنة الله علیهم اجمعین پایه اش را بنا کردند و آیات و نعمت های بزرگ الهی را از بین بردند.

اللهم العنهما و انصارهما فقد اخربا بیت النبوة، و ردما بابه، و نقضا سقفه، و الحقا سماءه بأرضه، و عالیه بسافله، و ظاهره بباطنه، و استأصلا اهله، و ابادا انصاره، و قتلا اطفاله، و اخلیا منبره من وصیّه و وارثه، و جحدا نبوته، و اشرکا بربّهما، فعظّم ذنبهما، و خلّدهما في سقر و ما ادراک ما سقر؟ لا تبقي و لا تذر!!

+ نوشته شده در  Thu 14 Feb 2008ساعت 2:35 AM  توسط فاطمه حسينى | 

بســــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

شهادت زین العابدین، امام سجاد علیه السلام و همچنین سالگرد انهدام مرقد حضرت هادی و حضرت عسکری و سرداب مقدس را به منتقم آل محمد علیهم السلام و همۀ شیعیان و دوستان حضرتش تسلیت عرض می کنم، و امیدوارم بزودی شاهد فرج حضرت و برقراری حکومت اسلامی و برافرشته شدن پرچم اسلام در همۀ عالم باشیم

 

 

 

شامیان دشمن اهل بیت علیهم السلام

 

سالیان متمادی در شهر شام ظالمی از خدا بی خبر همچون معاویه حکومت میکرد، او قلب های مردم را از بغض و کینۀ اهل بیت پر کرده بود، او دشمنی و عداوت با اهل بیت را دأب و عادت آنان کرده بود، شامیان بر اثر تبلیغات معاویه و یزید اهل بیت علیهم السلام را خارجی و خاندان ابوسفیان را مدافع دین می شناختند!!

 

معاویه لعن و سب امیر المؤمنین علیه السلام را بر روی منابر اجباری اعلام کرده بود و ده ها سال خطبا قبل از هر خطبه حضرت را لعن نموده و سپس از قرآن و رسول خدا صحبت می کردند!!! شامیان کسانی بودند که وقتی خبر شهادت امیر المؤمنین علیه السلام را در مسجد و محراب شنیدند تعجب کرده و گفتند: آیا علی نماز هم میخواند!!!

 

اکنون شهر شام پذیرای اولاد علی علیه السلام می باشد، شهر شام آماده می شود تا از فرزندان علی بن ابی طالب استقبال کند، شهر شام انتظار ورود اسیر های خارجی را به خیال خود دارند که بر علیه خلیفۀ رسول خدا ولی امر مسلمین یزید بن ابی سفیان خروج کرده!!

 

یزید فرزند همان پدری است که دشمن خدا و رسول خدا و دین خدا بود، یزید به پیروی از پدر دشمنی اهل بیت را در خون و رگ شامیان وارد کرده، و آنان را بعنوان خارجی معرفی نموده، برای همین روزی که اولاد رسول خدا را اسیر وارد شهر کردند شامیان صدا به شادی و سرور بلند کرده بودند و تنها چند نفری در میان آنان دلسوز اسیران کربلا بودند!!

 

یزید و انکار وحی و نبوت!!

 

یزید کسی بود که تنها ظاهری از اسلام را نگهداشته بود، اما در کنار همین ظاهر سازی بی دینی خود را نشان می داد اما مردم که بر اثر تربیت غیر اسلامی معاویه و بخاطر لقمه های حرامی که پوست و گوشت و خون آنان را ساخته بود دیگر از دیدن و شنیدن آن کفریات متأثر نمی شدند و از کنار تمام بی دینی ها و ظلم های حاکم ظالم خیلی راحت می گذشتند!!

 

تنها مخالفت با امام حسین علیه السلام کافی بود تا مردم بی دینی یزید را متوجه شوند، چه رسد به قتل امام و اسارت اهل بیت آن امام مظلوم؛ غیر از این هنگامی که سر مقدس امام را وارد مجلس او کردند برای اهانت به حضرت و سوزاندن دل اهل بیت و باز ماندگان او، با چوب به لب و دندان حضرت میزد و شعر هائی سرود که حاکی از کفر محض او می باشد، اما مردمی که در قصر و دربار او نشسته بودند همۀ آن ها را شنیدند و با سکوت خود به او آفرین گفتند!! و تاریخ هم نام آنان را نیز به همراه امیرشان در زمرۀ کفار به ثبت رساند.

 

یزید لعنة الله علیه چنین سرود: ای کاش بزرگان و کسان من که در جنگ بدر کشته شدند [همان مشرکانی که بر رسول خدا و مسلمین شمشیر کشیدند] بودند و جزع و فزع قبیلۀ خزرج را از خوردن تازیانه ها می دیدند [کنایه از بیقراری کاروان اسرا در غم از دست دادن ابا عبدالله و دیگر شهدای عاشورا و مصیبت هائی که در اسارت خود می دیدند] در آن حال فریاد سرور و شادی سر مید دادند، آنگاه می گفتند ای یزید! دستت شل مباد، بنی هاشم [رسول خدا و اهل بیت حضرت] با سلطنت بازی کردند و گرنه وحی و خبری از آسمان نازل نشده و تمام این ها دروغ است!! من از دودمان خندف نباشم اگر از احمد [رسول خدا] بخاطر کار هائی که انجام داد [جنگ بدر، احد، احزاب و حنین] انتفام نگیرم !!

 

آیا چنین کسی را مسلمان می شود خواند؟! و از مردمی که زیر پرچم و لوای چنین حاکم ظالم و بی دینی زندگی می کنند چه انتظاری غیر از دشمنی با اهل بیت می رود؟ گرچه این ها در روز قیامت و در پیشگاه عدل الهی عذری نیست که پذیرفته شود، اما متاسفانه مردم به وظیفه و مسئولیت و عاقبت امر نگاه نمی کنند و تنها می خواهند راحت زندگی کنند چرا که به قیام قیامت یقین ندارند!! " ان الذین لا یرجون لقاءنا و رضوا بالحیاة الدنیا و اطمأنّوا بها، و الذین هم عن آیاتنا غافلون. اولئک مأواهم النار بما کانوا یکسبون " آن ها که ایمان به ملاقات ما (روز رستاخیز) ندارند و به زندگی دنیا دل بستند و بر آن تکیه زدند، و آن ها که از آیات ما غافل هستند، جایگاه همۀ آن ها آتش است بخاطر کار هائی که انجام می دادند.

 

چه کسی قاتل پیامبران و اولاد آنان است؟

 

هنگامی که اهل بیت علیهم السلام را در آن مجلس آوردند یزید توهین های زیادی با سر مبارک کرد و جسارت های زیادی به حضرت سجاد و حضرت زینب و دیگر اسرا علیهم السلام نمود، پس از جسارت ها و سخنان کفری که بر زبان آورد و نمک هائی که بر زخم اسیران ریخت، حضرت زینب سلام الله علیها با نور محمدی و حجاب فاطمی و لسان علوی برخاسته و پس از حمد و ثنای الهی سخن آغاز کردند و با کلام خود یکی از رسالت هائی که در این سفر داشتند را به انجام رساندند تا حضار در آن مجلس و بعد از آن هر خواننده و شنونده ای که این خطبه را میخواند و می شنود به حقانیت قیام امام حسین علیه السلام پی ببرد و یزید پلید و خاندان پست او را بیشتر بشناسد.

 

پس از سخنان حضرت زینب سلام الله علیها صبر و قرار از یزید گرفته شد، به کسانی که در کنارش نشسته بودند رو کرد و گفت: با این اسیران چه باید کرد؟ آیا آن ها را از دم تیغ شمشیر نگذرانیم؟! یکی از اطرافیان یزید گفت: آری یزید آن ها را حتما باید کشت!!

 

در این هنگام امام باقر علیه السلام که در آن ایام به ظاهر کودکی بودند و کمتر از چهار سال داشتند از جا برخاسته و پس از حمد و ثنای الهی چنین فرمودند: ای یزید! اطرافیان تو بر خلاف درباریان فرعون رأی دادند، هنگامی که فرعون در مورد موسی و برادرش هارون از آنان پرسید، گفتند:" ارجه و اخاه و ارسل في المدائن حاشرین " به او و برادرش مهلت بده و در شهر ها کسانی بفرست تا جادوگران را گرد آورند و... اما درباریان تو به قتل ما سخن گفتند و این بی سبب نیست!! یزید از سبب آن پرسید، حضرت باقر علیه السلام فرمودند: درباریان فرعون عاقل بود اما درباریان تو نادان و گول خورده هستند، و این را بدان که جز ناپاکان و اولاد زنا کسی قاتل پیامبران و اولاد آنان نیست!!!

 

فطرت های آلوده و خموش

 

اگر فطرت انسان بیدار و شفاف از هر آلودگی باشد دیگر لازم نیست خود را مجبور به پذیرش حق کند چرا که فطرت سالم همیشه حقیقت جو و حقیقت طلب می باشد، اما به هر مقدار که انسان به دنیا و زر و زیور آن وابسته شود فطرت او در خواب رفته و آلوده می شود و در نتیجه از حقائق دور می ماند، اما اینطور هم نیست که همیشه خواب بماند، خدای تعالی برای اتمام حجت با حرف های پاک که از زبان و دهان پاکان خارج می شود و با نشان دادن صحنه های تکان دهنده آن ها را بیدار می کند تا روز قیامت و در آن دادگاه عدل الهی نگویند:" ربّنا! لولا أرسلت إلینا رسولاً فنتبّع آیاتک من قبل أن نذلّ و نخزی " پروردگارا! چرا برای ما پیامبری نفرستادی تا ما را هدایت کند و از آیات تو پیروی کنیم قبل از آن که با عذاب تو ذلیل و خوار شویم.

 

كلام حضرت باقر عليه السلام در آن روز آن هم در آن سن و سال اثر زیادی روی شنوندگان گذاشت و برای همین یزید پلید دستور داد تا اهل بیت علیهم السلام را از قصر بیرون برند تا کمتر درباریان کلام آنان را بشنوند، اما رسالت آنان به اینجا ختم نشد و خطبۀ حضرت سجاد علیه السلام باعث شد تا ظلم یزید و معاویه و خاندان ابوسفیان بر همگان روشن شود.

 

خطبۀ آتشین حضرت سجاد علیه السلام

 

روز جمعه فرا رسید، مردم برای نماز جمعه و شنیدن خطبه در مسجد جمع شده اند، یزید به یکی از سخنران های مزدور خود گفت خطبه بخواند و او هم که مثل همۀ مزدوران دینش دنیایش بود و بخاطر جاه و مقام و پول یزید به دلخواه او سخن میراند بر منبر رفت و به دستور یزید شماتت به امیر المؤمنین و بدگوئی از امام حسین علیهما السلام نموده و مدح و ثنای ابوبکر، عمر، عثمان، معاویه و یزید کرد، امام سجاد از یزید خواستند تا به منبر رفته و سخنی بگویند تا رضایت خدا در آن بوده و مفید به حال مردم باشد، اما یزید قبول نکرد، معاویه فرزند یزید بر این امر اصرار کرد و مردم بعد از او از یزید خواستند تا اجازه دهد اما یزید می گفت: شما اینان را نمی شناسید، این خاندان علم و فصاحت را از هم به ارث می برند، ترس آن دارم که خطبۀ او فتنه ای بر علیه من و حکومت من درست کند و خاندان ابو سفیان را رسوا نماید!! اما اصرار مردم باعث شد تا حضرت سجاد علیه السلام بر منبر رفته و سخن گویند.

 

حضرت پس از حمد و ثنای الهی فرمودند:" أیها الناس! اُعطینا ستّاً و فظلنا بسبع: اُعطینا العلم، و الحلم، و السماحة، و الفصاحة، و الشجاعة، و المحبة في قلوب المؤمنین، و فضلنا بأنّ منّا النبي المختار محمداً، و منّا الصّدّیق، و منّا الطّیّار، و منّا اسد الله و اسد رسوله، و منّا سبطا هذه الامة، و المهديّ الذي یقتل الدّجاّل منّا ..... " ای مردم! شش چیز به ما داده شد و به هفت چیز بر دیگران برتری داده شدیم: علم، بردباری، گذشت و جوانمردی، سخنوری، شجاعت، و محبت در قلب های مؤمنین به ما داده شده، و بر مردم برتری داده شدیم که از ماست پیامبر، و از ماست صدیق [حضرت وقتی صفت صدیق را برای امیر المؤمنین علیه السلام آوردند نام حضرت را پسوند آن نکردند و این دلیل بر این است که همۀ حضار این صفت را برای علی بن ابی طالب می شناختند نه برای ابوبکر لعنة الله علیه و خوب میدانستند که اگر نسبت به ابوبکر گفته می شود حدیثی است جعل شده و افترا زده شده به رسول خدا!!] و طیار [اشاره به حضرت جعفر که در جنگ مؤته دو دست خود را از دست داد و حضرت رسول فرمودند که به جای آن خدای تعالی دو بال به او داد تا در بهشت با آن ها به هرجه که بخواهد با ملائکه پرواز می کند] و شیر خدا و رسول او (حضرت حمزه) از ما می باشد، و دو نوادۀ رسول خدا (امام حسن و امام حسین علیهما السلام) از ما هستند، و مهدی همان کسی که دجال را می کشد از ماست...

 

ندامت مردم پس از شنیدن خطبه

 

آنگاه حضرت شروع به معرفی خود و پدر و جد خود نمودند تا مردمی که هنوز حضرت را نشناخته و صاحب سر مقدس همان سری که به فرمان یزید بر سر در قصر آویخته بودند را نشناخته و شماتت می کنند بدانند که یزید حاکم و امیرشان چه کسی است و چه جنایت بزرگی انجام داده. بدانند که چه کسی خارجی و دشمن دین است، بدانند که چه کسی پیروز و چه کسی در حقیقت شکست خورده است!!

 

فرمودند: من فرزند مکه و منی هستم، من فرزند صفا و مروه هستم [اشاره به رمز های اسلامی، چرا که یزید لعنة الله علیه امام حسین و اهل بیت حضرت را خارجی به مردم معرفی کرده بود] من فرزند آن کسی هستم که حجر الاسود را با عبای خود حمل کرده و در جای خود نصب نمود [مردم خوب می دانستند که کسی جز انبیا و اوصیا نمی تواند این مهم را انجام دهد و داستان نصب حجر الاسود را از رسول خدا بیاد داشتند].....

 

آنگاه با نسبت خود به امیر المؤمنین علیه السلام شخصیت واقعی حضرت را هم معرفی کردند تا مردم بدانند که علی بن ابی طالب آن کسی که معاویه او را ــ نعوذ بالله ــ کافر معرفی کرده بود چه کسی است.... من فرزند آن کسی هستم که در بدر و حنین با کافران جنگید و به اندازۀ چشم بر هم زدنی به خدا کفر نورزید.....

 

من فرزند فاطمۀ زهرا هستم، من فرزند بهترین زنان عالم هستم، من فرزند حسین هستم همان کسی که او را لب تشنه در کربلا شهید کردند،... من فرزند آن کسی هستم که در خون خود آغشته شد،..... حضرت پیوسته با معرفی خود مردم را از اشتباه چندین سالۀ خود بیرون می آوردند و حضار مجلس صدا به گریه بلند کرده بودند و انگشت ندامت به لب می گزیدند که چطور این خاندان را نشناخته بودند و چطور این اسیران را خارجی پنداشته بودند، یزید که از ترس بر خود میلرزید مؤذن را گفت تا اذان بگوید و با این کار خواست کلام امام را قطع کند!!

 

مؤذن صدا به اذان بلند کرد: الله اکبر، الله اکبر، حضرت سجاد فرمودند:" لا شيء اکبر من الله " هیچ چیز بزرگتر از پروردگار نیست. مؤذن گفت: اشهد ان لا اله الا الله، حضرت فرمود: مو و پوست و گوشت و خون من به یگانگی خدا شهادت می دهد. هنگامی که مؤذن گفت: اشهد انّ محمداً رسول الله، حضرت به مؤذن فرمودند: تو را به همین محمد سوگند می دهم لحظه ای درنگ کن، آنگاه عمامه از سر برداشته و از بالای منبر به یزید نظر انداخته و فرمودند: ای یزید! این محمد که نام او در اذان آورده می شود جدّ من است یا جدّ تو؟ پس اگر بگوئی جد تو می باشد دروغ گفتی و کافر شدی[کفر ظاهری چرا که در حقیقت او کافر بود] و اگر جد من است پس چرا عترت و خاندان او را کشتی و زنان او را اسیر کردی؟! سپس حضرت به مردم فرمودند: ای مردم! سوگند به پروردگار اگر کسی در جهان باشد که جدش رسول خدا باشد آن من هستم، پس چرا این مرد پدرم را کشته و ما را اسیر کرد؟! ای یزید! این ظلم و جنایت را انجام دادی و می گوئی محمد رسول خداست و نماز میخوانی؟! وای بر تو در آخرت که در آن روز جد و پدر من خصم و دشمن تو می باشند

 

آنگاه مؤذن اذان را تمام کرد، اما در میان مردم غوغائی بلند شد و عده ای ماندند و با او نماز خواندند و عده ای نماز نخوانده از مسجد بیرون رفتند، آنگاه یزید تصمیم بر قتل حضرت گرفت و به جلادش گفت که حضرت را به باغی برده و به قتل برساند، اما هنگامی که جلاد اراده کرد حضرت را به قتل برساند دستی غیبی او را بر زمین زد و قبری که برای حضرت کنده بود جایگاه خودش شد!!

 

اللهم صلّ علی علي بن الحسین سید العابدین الذي استخلصته لنفسک و جعلت منه ائمة الهدی الذین یهدون بالحق و به یعدلون، اخترته لنفسک و طهّرته من الرجس و اصطفیته و جعلته هادیاً مهدیّاً، اللهم فصلّ علیه افضل ما صلّیت علی احدٍ من ذرّیّة انبیائک حتی تبلغ به ما تقرّ به عینه في الدنیا و الآخرة انّک عزیزٌ حکیم

+ نوشته شده در  Thu 31 Jan 2008ساعت 5:18 PM  توسط فاطمه حسينى | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29
84/11/01 - 84/11/30
84/10/01 - 84/10/30
پیوندها
قرآن وعترت
***سخن نور***
کلمات گهربار امام علی علیه السلام
پایگاه اسلام حقیقی
پایگاه آیت الله شیرازی(فارسی)
پایگاه آیت الله شیرازی(عربی)
پایگاه آیت الله شیرازی(انگلیسی)
محاضرات آیت الله (السیدمجتبی الحسینی الشیرازی)
زندگینامه و آثار آیت الله شهید سید حسن شیرازی رضوان الله تعالی علیه
نابغه قرن بیستم در تالیف(آیت الله شهید سیدمحمدشیرازی)
بزرگ مرجع جهان تشیع(آیت الله سیدصادق شیرازی)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Free Counters
Free Counters