![]() |
![]() |
|
| کجاست انتقام گیـــــــــــــــــــــــــرنده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
بســــــــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا الفضل العباس بن امیر المؤمنین، لقد نصحت لله و لرسوله و لأخیک فنعم الأخ المواسي، فلعن الله امة قتلتک و لعن الله امة ظلمتک و لعن الله امة استحلت منک المحارم و انتهکت حرمة الاسلام
مواسات در اسلام
مواسات به معنای همدردی و تحمل شدائد است. در دین اسلام یکی از صفات عالیه برای شخص مؤمن مواسات و همدردی نمودن با برادر ایمانی می باشد. حضرت صادق علیه السلام به مفضل می فرمایند:" اختبر شیعتنا في خصلتین، فان کانتا فیهم، و الا فاعزب ثم اعزب، قلت: ما هما؟ قال علیه السلام: المحافظة علی الصلوات في مواقیتهنّ و المواسات للاخوان و إن کان الشيء قلیلا " شیعیان ما را با دو صفت بیازمای اگر این دو صفت در آن ها نبود از آن ها به شدت دوری کن، مفضل از حضرت می پرسد آن دو صفت چیست؟ حضرت فرمودند: بپا داشتن نماز در وقت فضیلت آن و دیگر مواسات و همدردی با برادران دینی نمودن اگرچه به چیز کمی باشد.
مواسات تنها در امور مالی و مادی نیست بلکه مواسات و همدردی نمودن در هر چیزی با برادران دینی نیکوست. در لیلة المبیت همان شبی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به امر پرودگار عزم هجرت از سرزمین مکه را داشتند، امیر المؤمنین علیه السلام در جایگاه رسول خدا خوابیده و خطر حملۀ دشمن را به جان خریدند و با این کار ملائکه و عرشیان را به عجب واداشتند.
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید:" ... فقال جبرئیل علیه السلام لرسول الله صلی الله علیه و آله: انّ هذه المواسات، لقد عجبت الملائکة من مواسات هذا الفتی، فقال رسول الله صلی الله علیه و آله: و ما یمنعه و هو منّي و أنا منه، فقال جبرئیل علیه السلام: و أنا منکما " هنگامی که امیر المؤمنین در بستر رسول خدا خوابید جبرئیل بر رسول خدا نازل شده عرض کرد: همانا این کار علی مواسات است و ملائکه از مواسات این جوان (امیر المؤمنین علیه السلام) متعجب شدند، حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند: چرا با من مواسات نکند که او از من است و من از او می باشم، جبرئیل عرض کرد: و من نیز از شما دو نفر!!
مواسات حضرت ابا الفضل در روز عاشورا
حضرت ابا الفضل علیه السلام محضر سه امام بزرگوار امیر المؤمنین، امام حسن و امام حسین علیهم السلام را درک کرده و نمو و نشاأت حضرت در مکتب اهل بیت علیهم السلام بود، و کلماتی از معصومین در مورد حضرت ابا الفضل علیه السلام نقل شده که هرکدام از آن ها نشان دهندۀ مقام رفیع این بزرگوار می باشد.
امیر المؤمنین علیه السلام در آخرین لحظات عمر شریف خود آن هنگام که با فرزندان خود وداع می کردند، فرزند خود حضرت ابا الفضل علیه السلام را در آغوش کشیده و با آخرین سخن خود با او وداع کرده و در آن لحظات سخت جدائی می گویند:" ولدي! و ستقرّ عیني بک یوم القیامة!! " فرزندم! چشم من روز قیامت به تو روشن و شادمان می گردد.
در زیارتی که از حضرت صادق علیه السلام نقل شده حضرت در مقطعی از زیارت اینچنین می فرمایند:" ... فنعم الأخ المواسي " تو نیکو برادری بودی که با ابا عبدالله علیه السلام در تحمل شدائد و سختیها و تشنگی مواسات و همدردی کردی.
همچنین حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف حضرت را اینچنین زیارت می کنند:" السلام علی ابي الفضل العباس بن امیر المؤمنین، المواسي اخاه بنفسه ... " سلام بر ابا الفضل فرزند امیر المؤمنین که با برادر خود [در سختی ها] مواسات و همدردی نمود. این کلمات و سخنانی دیگر در تعریف از مقام حضرت ابا الفضل علیه السلام نشان دهندۀ مقام علمی آن حضرت است و این که اعمال حضرت بیهوده و تنها از روی احساس نبوده بلکه عملی نیکو و مورد تحسین اهل بیت علیهم السلام می باشد.
حضرت ابا الفضل علیه السلام هنگامی که با اسب خود کنار آب فرات رفتند تا مشک خود را از آب پر کرده و برای اهل بیت و کودکان تشنه آب بیاورند، مشتی از آب گرفته تا جرعه ای بنوشند و کمی از تشنگی خود بکاهند اما تشنگی و عطش برادر خود را بیاد آوردند و آب را روی آب ریخته و تشنه لب از فرات بیرون آمده و با همان لبان تشنه و جگر لهیب زده از آتش تشنگی به شهادت رسیدند.
حضرت ابا الفضل می دانستند خدای تعالی مواسات با امام حسین را در هر حالی دوست می دارد، می دانستند اگرچه با نوشیدن جرعه ای از آب و رفع تشنگی اهمالی در انجام مأموریت و آب آوردن برای اهل حرم و اطفال نمی شود، اما خواستند همین اندازه راحتی را نداشته باشند در حالی که امام و برادرشان تشنه لب اسیر دشمن دون است، و اکنون که امام حسین علیه السلام مقدر است که تشنه شهید شود ابا الفضل هم تشنه شهید شود.
خدای تعالی مواسات با امام حسین علیه السلام را به هر نوعی بسیار دوست دارد و برای همین عده ای از انبیاء که مرور آنان به سرزمین کربلا افتاد، آن هم قبل از واقعۀ عاشورا به صد ها و هزاران سال قبل، بدون آن که علت آن را بدانند از بدن آنان خون جاری شد!! از این واقعه تعجب می کردند و از پروردگار علت آن را جویا می شدند، وحی نازل می شد:" هنا یقتل سبط خاتم الانبیاء، فسال دمک موافقة لدمه " این جا مکانی است که نوادۀ خاتم پیامبران کشته می شود، خون تو به مواسات و همدردی با او ریخته شد!! آنگاه در آن دیار مرثیۀ حضرت ابا عبدالله توسط حضرت جبرئیل امین وحی الهی خوانده می شد و مستمع یکی از پیامبران بود و کسانی که به همراه او بودند.
حضرت حجت در عزای حسین خون گریه می کنند
نه تنها پیامبران الهی برای ابا عبدالله عزاداری کردند که اهل بیت علیهم السلام نیز از رسول خدا صلی الله علیه و آله گرفته تا حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف همه و همه در عزای ابا عبدالله گریه سر دادند و ناله زدند. در روز ولادت امام حسین تمام ملائکه به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله آمده و حضرت را به میلاد نور دیده اش تبریک گفته و در همان حال خبر شهادت او را داده و هریک به گونه ای مرثیۀ شهادت را برای رسول خدا می خواند و حضرت اشک می ریخت.
امیر المؤمنین علیه السلام بارها و بارها برای مصیبت فرزندش اشک ریخت، از جمله هنگامی که به طرف صفین می رفتند گذرشان از کربلا بود، به این سرزمین که رسیدند گریۀ سختی کرده تا جائی که اشک حضرت روی سینه شان ریخت و فرمودند:" اوّه اوّه مالي و لآل ابي سفیان؟ مالي و لآل حرب حزب الشیطان و اولیاءالکفر؟ صبراً یا ابا عبدالله فقد لقي ابوک مثل الذي تلقی منهم ... " آه آه مرا با آل ابی سفیان چه کار؟ مرا با اهل بیت حرب حزب شیطان و سردمداران کفر چه کار؟ ای ابا عبدالله صبر کن همانا پدر تو نیز از این گروه دید آنچه را که تو میبینی.
حضرت امام حسن علیه السلام در روز شهادت خود هنگامی که امام حسین علیه السلام برای غربت و مظلومیت برادر گریه می کردند فرمودند:" ... لا یوم کیومک یا ابا عبدالله " روزی به سختی روز شهادت تو نیست ای ابا عبدالله.
حضرت سجاد علیه السلام از بعد از عاشورا تا به هنگام شهادتشان هر زمان که غذا یا آب برای حضرت می آوردند بیاد تشنگی و گرسنگی پدر و اهل حرم و کودکان گریه می کردند.
حضرت رضا علیه السلام فرمودند:" انّ یوم الحسین أقرح جفوننا، و أسبل دموعنا، و أذلّ عزیزنا بأرض کربٍ و بلاء، اورثتنا الکرب و البلاء إلی یوم الانقضاء، فعلی مثل الحسین فلیبک الباکون ... "همانا روز شهادت حسین پلک های ما را مجروح نمود، و اشک های ما را جاری ساخت، و عزیز ما را در سرزمین کربلا به ذلت کشاند، و از آن روز ذلت و سختی را تا روز تمام شدن مشکلات [روز ظهور منتقم آل محمد علیهم السلام و برقراری حکومت عدل اسلامی] به ارث بردیم، پس باید بر کسی مثل حسین گریه کنندگان گریه کنند...
حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف در زیارت ناحیۀ مقدسه جد بزرگوار خود را خطاب نموده چنین عرضه می دارند:" ... فلئن أخّرتني الدهور، و عاقني عن نصرک المقدور، و لم اکن لمن حاربک محارباً و لمن نصب لک العدواة مناصباً فلأندبنّک صباحاً و مساءً و لأبکینّ لک بدل الدموع دماً " اگر زمان تو را درک نکردم تا تو را یاری نمایم و با محاربین و کسانی که با تو دشمنی نمودند ستیز کنم، هر روز و شب بر تو ندبه دارم و به جای اشک برای تو خون گریه می کنم!!
قمه زنی و مواسات با امام حسین علیه السلام
حالا اگر شیعه و محبی از پیروان امام حسین علیه السلام به پیروی از انبیا و اولیا و اوصیا بخواهد به عنوان مواسات و همدردی رنگی از عاشورا به خود دهد و قطراتی خون از سر بریزد آیا حرام انجام داده و بدعتی در دین وارد نموده؟! آیا زخم شدن پلک ها آن هم بخاطر شدت و کثرت گریه و ریختن اشک سخت تر است یا جراحتی بر سر وارد کردن؟ آیا خون گریه کردن سخت تر است یا قطراتی خون از سر ریختن؟ آیا عمل معصومین علیهم السلام برای ما کافی و حجت نیست؟!
امیر المؤمنین علیه السلام می فرمایند:" ان الله تبارک و تعالی اطّلع الی الأرض فاختارنا، و اختار لنا شیعة ینصروننا، و یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا، و یبذلون اموالهم و انفسهم فینا، اولئک منا و الینا " همانا خدای تبارک و تعالی ما را از میان زمینیان [برای هدایت بشر] انتخاب فرموده و برگزید، و برای ما پیروانی برگزید که ما را یاری می کنند، و در سرور و خوشنودی ما خوشنود و مسرور هستند و در حزن و اندوه ما محزون و اندوهناک، آنان با جان و دل مال و جان خود را در راه ما می دهند، سرشت آنان از ما می باشد و به سوی ما باز می گردند.
آیا بذل نفس و فدا کردن جان سخت تر است یا در عزای حسین فاطمه قطراتی خون ریختن؟ آیا دست و پا و اعضا و جوارح را در راه زیارت امام حسین دادن دشوار تر است [آنچنانکه در زمان طاغیان عباسی مرسوم بود، و اتمه علیهم السلام با این حال می فرمودند از رفتن زیارت خود داری نکنید!!] یا بیاد حسین علیه السلام خون ریختن و با او مواسات کردن و عاشورا را تجسیم نمودن؟
ما را به بیگانگان و مخالفین اهل بیت اگرچه لباس اهل بیت را دزدیده و در بر کرده باشند چه کار؟ ما پیروان اهل بیت با توفیق خدای متعال و یاری اهل بیت علیهم السلام روز عاشورا را گرامی داشته و به پیروی از حضرت زینب از سنتی که در عزای برادر گذاشتند و برای مواسات با برادر سر به چوبۀ محمل زدند و از سر مبارک خود خون جاری ساختند، پیروی کرده و ما نیز چنین می کنیم.
صبح عاشورا قمه بر سر زده و عاشورای سال شصت و یک هجری را تجسیم کرده و به حضرتش می گوئیم: اگر آن روز نبودیم تا شما را یاری کنیم و با اهل بیت شما همدردی نمائیم هر ساله عاشورای تو را با همین اندک عزاداری در هر کجا باشیم بپا میداریم، مردانمان با مرد های شما همدردی کرده و زنان با زنان و کودکان با کودکان مظلوم شما آنچنان که رسول خدا به نور دیده اش فاطمۀ زهرا فرمود.
صبح عاشورا حیدر حیدر گویان قمه بر سر میزنیم و شام غریبانت را با گفتن یا حسین یا حسین درون گودال های آتش رفته تا به آتش کشیده شدن خیام و دامن و لباس اهل بیت مظلومت را با چشم و جسم و قلب خود ببینیم و با طفلان یتیمت و زنان داغدیدۀ حرمت همدردی کنیم و به کور دلان بگوئیم: خدای تعالی اراده نموده که این نور خاموش نشود اگرچه شما از آن اکراه داشته باشید و آن را نخواسته باشید " یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم و الله متمّ نوره و لو کره الکافرون " می خواهند با دهان های خود [سخنان کفر آمیز و شیطانی] نور خدا را خاموش سازند ولی پروردگار نور خود را کامل می کند اگرچه کافران آن را خوش نداشته باشند!!
اگرچه حاکمی ظالم با تکیه زدن بر مسند حکومت و به دست گرفتن قدرت روزی حدیث کسا را زیر سؤال می برد و گاهی زیارت عاشورا را غیر معتبر می خواند و گاهی امام های جمعه شان شهروندان را از قمه زدن منع می کنند و تهدید به زندان و شکنجه و قطع حقوق می کنند و همۀ این جریمه های سنگین تنها بخاطر قمه زدن و مواسات کردن با پسر رسول خدا!!!
ما یاد حسین را فراموش نمیکنیم و از ذکر نام او و مواسات و همدردی با او خود داری نمی کنیم چرا که تجربۀ غدیر ما را بس است که عده ای سکوت کرده و آنچنانکه باید از غدیر تجلیل نکردند و این شد که دشمن دین خواست، اکنون دشمنانی دیگر به نام تشیع و به نام رسول خدا و با استفاده از لباس او می خواهند عاشورا را هم به فراموشی بسپارند، اما کور خوانده اند باید بدانند به خواست خدا این دیگر نخواهد شد السلام علی المرمّل بالدماء، السلام علی المهتوک الخباء، السلام علی خامس اصحاب الکساء، السلام علی غریب الغرباء، السلام علی شهید الشهداء، السلام علی قتیل الادعیاء، السلام علی ساکن کربلاء، السلام علی من بکته ملائکة السماء |
|
ماه حزن و اندوه، ماه غم و اشک، ماه شهادت حجت خدا و یاران با وفایش، ماه اسارت اهل بیتش، ماه محرم را به منتقم آل محمد و همۀ شیعیان تسلیت عرض می کنم، خدای منان در این ماه توفیق عبرت گیری از قصۀ کربلا را به همۀ ما عنایت فرماید آمرزش گناهان
در قرآن کریم و احادیث اهل بیت علیهم السلام دستور های زیادی برای آمرزش گناهان آمده است اما یکی از دستوراتی که به سرعت گناه را آمرزیده و پاک می کند و انسان را مقرب درگاه الهی می سازد شرکت در عزای حسین فاطمه سلام الله علیهما می باشد، چه آنکه انسان شعری سراید و یا آنکه مجلسی بپا نماید و یا هر خدمتی که در راه عزیز زهرا انجام بدهد. مرحوم علامۀ مجلسی به نقل از قرب الاسناد می فرماید: روزی حضرت صادق علیه السلام به فضیل فرمودند: آیا هنگامی که با هم می نشینید از ما یاد می کنید؟ فضیل به حضرت عرض می کند: آری جانم به فدای شما، حضرت فرمودند:" انّ تلک المجالس احبّها، فأحیوا أمرنا یا فضیل! فرحم الله من أحیی أمرنا، یا فضیل! من ذکرنا أو ذکرنا عنده فخرج من عینه مثل جناح الذّباب غفر الله له ذنوبه و لو کانت أکثر من زبد البحر " همانا من آن مجالس (که از ما یاد می کنید) را بسیار دوست دارم، ای فضیل امر ما را زنده کنید، خدا رحمت کند آن کسی که امر ما را زنده می کند (امر اهل بیت یعنی اسلام و عقائد اسلامی) ای فضیل! هر آنکس که ما را یاد کند یا آنکه از ما در نزد او یاد شود (و به سبب ظلمی که به ما روا شده و حقی که از ما گرفته شده) از چشم او قطرۀ اشکی خارج شود اگرچه به اندازۀ بال مگسی باشد، پروردگار تمام گناهان او را می آمرزد حتی اگر بیش از کف دریا باشد!!![ البته معلوم باشد که برای هر کاری اصولی هست و آمرزش گناهان نیز بی اصول نیست]. ملائکۀ آسمان در عزای حسین می گریند
پیامبران الهی هر کدام به نحوی در سوگ اباعبدالله علیه السلام تأسف خود را نشان دادند و بخاطر این مصیبت عظمی با حسین فاطمه همدردی و مواسات نمودند، حضرت زکریا علی نبینا و آله و علیه السلام پس از آنکه از خدای متعال فرزندی طلب کرد که وارث او باشد و پروردگار به سبب توسل به اصحاب خمسه او را فرزند عطا نمود، بعد از شنیدن قصۀ کربلا و تفسیر "کهیعص" سه روز در محراب خود نشست و برای حسین فاطمه گریه سر داده بود و در آن زمان عظمت و سنگینی این ظلم را به امت خود عملاً بیان کرد. حضرت رسول صلی الله علیه و آله نیز قبل از میلاد نور دیدۀ خود گریه سر داده و مرثیه گوی فرزند خود بودند. دیگر اهل بیت علیهم السلام چه قبل و چه بعد از ماجرای عاشورا نیز در عزای ابا عبدالله عزادار بودند. زید شحام می گوید روزی با مرحوم علامۀ مجلسی در کتاب بحار الانوار از حضرت رضا علیه السلام نقل می فرماید: هنگامی که خدای تعالی ابراهیم علیه السلام را به ذبح فرزندش اسماعیل علی نبینا و آله و علیه السلام امر نمود [و پس از آنکه ابراهیم از امتحان پیروز بیرون آمد] خدای تعالی قوچی از ملکوت اعلا برای او فرستاد تا به جای فرزندش ذبح نماید، حضرت ابراهیم علیه السلام بسیار اندوهناک شد و آرزو کرد فرزندش را به دست خود می کشت و امر به کشتن قوچ نمی شد تا آنکه به اجر و پاداش پدری که عزیز ترین فرزندانش را به دست خود به فرمان الهی ذبح کرده می رسید و آن مقامات عظیم را درک می کرد..... صحرای منی ماتم سرای حسین !!
خدای عز وجل بر ابراهیم علیه السلام وحی فرستاد و از او سؤال نمود:" من أحبّ خلقي إلیک؟... " ای ابراهیم! محبوبترین خلق من نزد تو کیست؟ ابراهیم علیه السلام عرضه داشت: پروردگارا! کسی را خلق نکردی که از محمد صلی الله علیه و آله حبیب تو نزد من محبوبتر باشد!! پروردگار فرمود: آیا او برایت عزیز تر است یا نفس خودت؟ ابراهیم عرضه داشت: بلکه او برایم از نفس خودم عزیز تر می باشد، پروردگار فرمود: آیا فرزند او برای تو عزیز تر است یا فرزند خودت؟ ابراهیم عرضه داشت: بلکه فرزند او برایم عزیز تر است!! پروردگار فرمود: ای ابراهیم! آیا کشته شدن فرزند او به دست دشمنانش بر قلب تو درد ناکتر است یا کشته شدن فرزندت به دست خودت در راه طاعت و فرمانبرداری من؟ ابراهیم عرضه داشت: پروردگارا! کشته شدن او به دست دشمنانش بر قلب من دردناکتر می باشد!! پس از این سؤال و جواب خدای عز وجل بر حسین شهید مرثیه خوانی نمود و ابراهیم علیه السلام آه و ناله سر داده و اشک می ریخت و صحرای منی ماتم سرای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله حسین علیه السلام شده بود!!! پروردگار فرمود: ای ابراهیم! همانا عده ای که گمان می کنند از امت محمد هستند! فرزند او را پس از او به ظلم و جور می کشند آنچنانکه گوسفندی را می کشند و ذبح می کنند!!! و به این سبب مستحق عذاب و عقاب من می شوند.. ابراهیم علیه السلام با شنیدن این خبر قلبش به درد آمد، آه و ناله سر داد و با صدای بلند گریه می کرد!! پروردگار به او وحی فرستاد: ای ابراهیم! غمی که از غم کشته شدن او (حسین علیه السلام) بر دلت نشست، به منزلۀ کشتن فرزندت به دست خودت در راه طاعت و فرمانبرداری من از تو قبول نمودم و برای تو به این غصه و غم و اندوه والا ترین مقام و درجات اهل ثواب را عطا می کنم..... حزن و اندوه اهل بیت در عزای حسین
حضرت رسول صلی الله علیه و آله نیز قبل از میلاد نور دیدۀ خود گریه سر داده و مرثیه گوی فرزند خود بودند. دیگر اهل بیت علیهم السلام چه قبل و چه بعد از ماجرای عاشورا نیز در عزای ابا عبدالله عزادار بودند. زید شحام می گوید روزی با عده ای کوفیان نزد حضرت صادق علیه السلام نشسته بودیم، جعفر بن عثمان طائی وارد شد، حضرت صادق او را در نزد خود نشانده و به او فرمودند: ای جعفر! به من خبر رسیده که تو شعر های نیکو و زیبا در رثای حسین علیه السلام می گوئی، جعفر عرض کرد: آری جانم به فدای شما، با خواهش حضرت مرثیه ای خواند، اشک های حضرت جاری شد و صورت و ریش مبارک حضرت را تر کرد، و تمام کسانی که در کنار حضرت بودند گریستند. آنگاه حضرت فرمودند: ای جعفر! به پروردگار سوگند ملائکۀ مقرب خدا در این مکان حاضر شدند و گوش فرا دادند و آنچنان که ما گریستیم گریستند بلکه بیشتر از ما، ای جعفر! پروردگار هم اکنون بهشت و تمام آنچه در بهشت می باشد را به تو ارزانی داشت و تمام گناهان تو را آمرزید. پس از آن حضرت فرمود:"یا جعفر! ألا ازیدک؟ قال نعم یا سیدي، قال ما من أحد قال في الحسین شعراً فبکی و أبکی به إلا أوجب الله له الجنة و غفر له " ای جعفر آیا بیش از این بگویم؟ جعفر عرض کرد: آری ای آقای من، حضرت فرمود: کسی که در حق حسین شعری بسراید و بگرید و بگریاند پروردگار بهشت را بر او واجب نموده و از گناه او در گذرد. حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف پیوسته در مصیبت جد بزرگوار خود گریان هستند، بلکه به جای اشک روز و شب خون گریه می کنند " ... فلأندبنک صباحاً و مساءً و لأبکینّ لک بدل الدموع دما " خون گریه کردن برای اباعبد الله نشانگر عظمت مصیبت آن حضرت است، و عظمت این مصیبت را نمی داند مگر کسی که عارف به مقام عظیم امامت باشد، و غیر از خدای تعالی و معصومین علیهم السلام تنها مؤمنی به این امر واقف است که قلب او به نور ایمان امتحان شده باشد و رمز عظمت آن را درک کند " إنّ حدیثنا صعب مستصعب لا یحتمله الا ملک مقرب أو نبي مرسل أو مؤمن امتحن الله قلبه للایمان " |
|
بســـــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم
عید ولایت و امامت، عید الله الاکبر، عید غدیر اغر را به منتقم آل محمد علیهم السلام و همۀ شیعیان تبریک و تهنیت عرض می کنم
روز اتمام نعمت
مر حوم علامۀ مجلسی در بحار از کتاب امالی مرحوم شیخ صدوق نقل می کند که حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند:" یوم غدیر خم أفضل أعیاد امتي، و هو الیوم الذي أمرني الله تعالی ذکره فیه بنصب أخي علي بن أبي طالب..... " روز غدیر خم برترین عید های امت من می باشد، و آن روزی است که خدای تعالی مرا امر فرمود تا برادرم علی بن ابی طالب را به مقام امامت و رهبری برای امت بعد از خودم معرفی کنم، و آن روزی است که پرودگار دین را [با امامت امیر المؤمنین علیه السلام] کامل فرمود، و نعمت را بر امت من به اتمام رساند، و اسلام را دین برای آنان قرار داد. ای مردم! همانا علی از من است و من از علی می باشم، و او از طینت و گل من آفریده شده، و او پس از من امام بر مردم می باشد و در آنچه از سنت من مورد اختلاف آنان می باشد حکم می کند و برای آنان روشن می سازد، و او امیر مؤمنان و رهبر غرّ محجّلین (کسانی که از مواضع وضوی آنان از صورت و دست و پایشان نور می تابد، همانند اسب های اصیل که در صورت و دست و پای آن ها سفیدی می باشد، کنایه از شیعیان است) و آقا و سید مؤمنین، و بهترین اوصیاء، و همسر بزرگ بانوی زنان، و پدر امام های هدایت کننده می باشد. ای مردم! هر آنکس علی را دوست بدارد من او را دوست می دارم، و هر کس علی را مورد خشم خود قرار دهد خشم و غضب من به او می رسد، آن کس که به علی خوبی کند خیر و خوبی من او را می رسد، و آن کس که از علی قطع کند من با او مقاطعه می کنم، کسی که از علی دوری کند من از او دوری می کنم، و آن کس که ولایت علی را داشته باشد من با او دوستی می کنم، و آن کس که با علی عداوت و دشمنی نماید من او را دشمن می باشم. ای مردم! من شهر حکمت می باشم (آنچنان که در شهر تمام نیاز های مردم یافت می شود در وجود مبارک رسول خدا نیز تمام نیاز ها و احتیاجات مردم از معنویات و مادیات و..... یافت می شود) و علی بن ابی طالب درب آن شهر می باشد، و هرگز وارد شهر نمی شوند مگر از درب آن، و دروغ گفت آنکه پنداشت مرا دوست می دارد و حال آنکه علی را دشمن داشته. ای مردم! سوگند به آن کسی که مرا به نبوت مبعوث داشته و به رسالت بر جمیع مردم برگزیده، من علی را به امامت و رهبری بر مردم معرفی نکردم مگر پس از آنکه پروردگار نام او را در آسمان ها شهرت داده و او را معرفی کرده و ولایت او را بر ملائکه واجب گردانید!! اعتراض عمر به فرمودۀ رسول خدا
در تفسیر قمی در ذیل آیۀ " یا أیها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک " چنین آمده است..... حضرت رسول صلی الله علیه و آله [با اینکه بارها و بارها حضرت امیر المؤمنین علیه السلام را به خلافت و جانشینی خود معرفی کرده بودند اما به امر خدای تعالی] در روز غدیر خم پس از بازگشت از حجة الوداع یک اعلان عمومی نموده و علی بن ابی طالب را به خلافت و جانشینی خود معرفی کردند. پس از یک خطبۀ مفصل و طولانی و بعد از اقرار گرفتن از مردم و شاهد گرفتن پروردگار بر ابلاغ رسالت، و دعا نمودن در حق نصرت کنندگان و یاری کنندگان امیر المؤمنین علیه السلام و نفرین بر واگذارندگان و دشمنان او، عمر لعنت الله علیه که گوئی آیۀ تطهیر را نخوانده و نشنیده " إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس و یطهرکم تطهیرا " پروردگار چنین اراده فرموده که رجس و پلیدی را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند. و همچنین در کتاب خدا به دیگر آیات در حق رسول خدا مرور نکرده از جمله آیۀ " و ما ینطق عن الهوی إن هو إلا وحيٌ یوحی " و [رسول خدا] هرگز از روی هوای نفس و خواستۀ خود سخنی نمی گوید و تمام [گفتار و کردار او] از جانب ما به او وحی می شود، از جا برخاست و معترضانه به حضرت عرض کرد:" یا رسول الله! هذا من الله أو من رسوله؟؟!! فقال رسول الله: نعم من الله و من رسوله إنه امیر المؤمنین و..... " ای رسول خدا! آیا این فرمان [اعلان ولایت و رهبری علی بن ابی طالب] از جانب خداست یا از جانب رسول خدا؟؟!! حضرت رسول فرمودند: بله از جانب پروردگار و از جانب رسول او می باشد که او امیر مومنان و امام متقین و رهبر غر المحجّلین [قبل از این معنا شد] می باشد، پروردگار در روز قیامت او را بر سر صراط [راهی که به بهشت و جهنم منتهی می شود] می نشاند، پس او یاران خود (شیعیان خلّص) را وارد بهشت کرده و دشمنان خود را به جهنم می فرستد..... تصمیم گیری بر ترور و قتل رسول خدا
منافقین و کسانی که با رسول خدا و اهل بیت گرامی آن حضرت دشمنی داشتند و انتظار فوت رسول خدا را در دل می پرورانیدند، در نشست های سری و مخفیانۀ خود نقشه ها برای از بین بردن حضرت داشتند، یکی از تجدید عهد هائی که این منافقین با هم داشتند در حجة الوداع بود که چهار نفر از آنان در کعبه بیت الله الحرام وارد شدند و نوشته ای را بر این مضمون امضا کردند که اگر محمد مرد و یا کشته شد نمی گذاریم امامت و رهبری مردم در این خاندان و در اهل بیت او قرار بگیرد!! آنگاه گفتند: همانا محمد آنچه را که خواست در مسجد خیف [در مدح علی و اولاد او] گفت و در این مکان (غدیر خم) نیز آنچه را خواست بیان کرد!! و اگر به مدینه برگردد ما را مجبور به پیروی از علی و پیمان بستن با او می کند، آنگاه چهارده نفر (اصحاب عقبه) نقشه کشیدند و با هم تصمیم گرفتند در گردنۀ أرشی ما بین جحفه و ابواء بر سر راه او نشسته تا شتر رسول خدا رم کند. هنگامی که تاریکی شب همه جا گسترده شد، رسول خدا در پیشاپیش مردم به سوی مدینه در حرکت شد، نزدیک عقبه جبرئیل بر رسول خدا نازل شد و به او عرض کرد: ابوبکر، عمر و..... بر سر راه تو نشسته اند، رسول خدا فرمود: چه کسی پشت سر من است [و ناقۀ مرا میراند] حذیفه عرض کرد: من حذیفة بن الیمان هستم ای رسول خدا، حضرت فرمودند: آیا آنچه را من شنیدم تو هم شنیدی؟ حذیفه عرض کرد: آری شنیدم، حضرت فرمودند: آن را پنهان نما. آنگاه رسول خدا به آنان نزدیک شده و آنان را با نام هایشان صدا زد، هنگامی که صدای رسول خدا را شنیدند فرار کرده و در میان جمعیت قرار گرفتند..... تصریح بر کفر ابوبکر و عمر در قرآن
و همچنین حضرت صادق علیه السلام فرمودند:" لما أقام رسول الله صلی الله علیه و آله امیر المؤمنین علیاً یوم غدیر خم، کان بحذائه سبعة نفر من المنافقین منهم ابوبکر و عمر و عبد الرحمن بن عوف و سعد بن ابي وقاص و ابو عبیدة و سالم مولی ابي حذیفة و المغیرة بن شعبة، قال عمر: أما ترون عینیه کأنهما عینا مجنون یعني النبي صلی الله علیه و آله..... " در روز غدیر خم هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از امیر المؤمنین خواست که برخیزد [تا او را به جانشینی خود معرفی نماید] در کنار رسول خدا هفت نفر از منافقین بودند ابوبکر، عمر، عبد الرحمن بن عوف و..... عمر به آنان گفت: آیا نمی بینید چشم های او را یعنی حضرت رسول صلی الله علیه و آله[به سبب حب و دوستی علی بن ابی طالب] که مانند چشم های مجنون و دیوانه است!!... آنگاه جبرئیل بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و گفتۀ آنان را به او خبر داد، پیامبر آنان را خواند و به آنان فرمود: چرا چنین گفتید؟ آنان برای رسول خدا سوگند یاد کردند که چنین سخنی را هرگز نگفته اند!! آنگاه این آیه نازل شد:" یحلفون بالله ما قالوا و لقد قالوا کلمة الکفر " به پروردگار سوگند یاد می کنند که چنین نگفته اند و حال آنکه کلامی گفتند که با آن کافر شدند!! پس از اعلان ولایت و امامت حضرت امیر المؤمنین علیه السلام شیاطین گرد ابلیس جمع شده و خاک بر سر می ریختند، ابلیس به آنان گفت: شما را چه می شود؟! آنان جواب دادند: این مرد (رسول خدا صلی الله علیه و آله) گرهی در میان امت زد [و کسی را برای آنان گذاشت که هرگز گمراه نشوند] که این گره را تا روز قیامت هیچ چیز باز نمی کند، ابلیس لعنة الله علیه به آنان گفت: چنین نیست همانا کسانی که گرداگرد او هستند به من وعده ای داده اند و به یقین خلف وعده نمی کنند!! آنگاه خدای تعالی این آیه را بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل فرمود:" و لقد صدّق علیهم إبلیس ظنه ، فاتّبعوه إلا فریقاً من المؤمنین " و به یقین ابلیس گمان خویش را بر ایشان راست یافت و همه از او پیروی کردند، مگر گروهی از مؤمنین!!!
الحمد لله أکرمنا بهذا الیوم، و جعلنا من الموفین بعهده الینا و میثاقه الذي واثقنا به من ولایة ولاة امره و القوّام بقسطه و لم یجعلنا من الجاحدین و المکذبین بیوم الدین |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|