![]() |
![]() |
|
| کجاست انتقام گیـــــــــــــــــــــــــرنده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
رجب ماه امیر المؤمنین علیه السلام حضرت امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند رجب ماه من است و شعبان ماه رسول خدا صلی الله علیه و آله و ماه رمضان ماه خدای عز وجل می باشد. از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و دیگر معصومین صلوات الله علیهم اجمعین سفارش های زیادی برای روزۀ تمام ماه رجب شده است و فرموده اند: اگر کسی نتواند تمام این ماه را روزه بدارد هر مقدار از ماه را که می تواند روزه باشد، چرا که در قبال هر روز اجر وپاداش فراوانی نصیب او خواهد شد تا جائی که حتی برای یک روز آن رحمت الهی را درک می کند. مرحوم شیخ عباس قمی رحمة الله علیه در کتاب مفاتیح الجنان از قول حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام می فرماید: اگر کسی یک روز از ماه رجب را روزه بدارد آتش جهنم به اندازۀ مسیر یک سال از او دور خواهد شد!! و همچنین حضرت صادق علیه السلام فرمودند: همانا روزی که حضرت نوح علی نبینا و آله وعلیه السلام بر کشتی سوار شد، اولین روز از ماه رجب بود، به تمام سرنشینان کشتی (همان عدۀ کمی که به او ایمان آورده بودند) فرمان داد روزه بگیرند و فرمود: کسی که این روز را روزه بدارد به مقدار مسیر یک سال آتش جهنم را از خود دور می کند. حضرت رسول صلی الله علیه و آله می فرمایند: رجب ماه بزرگی است که کارهای نیک را خدای تعالی در این ماه چند برابر از ماه های دیگر پاداش می دهد، پس اگر کسی در آن یک روز را روز بدارد مانند آن است که یک سال روزه گرفته باشد، و اگر کسی هفت روز آن را روزه دار باشد درهای هفتگانۀ جهنم بر او بسته خواهد شد، و کسی که هشت روز را روزه بدارد درهای هشتگانۀ بهشت بر او باز خواهد شد و کسی که ده روز آن را روزه دار باشد از پروردگار چیزی تمنا نمی کند مگر آنکه به او عطا خواهد شد، و کسی که پانزده روز آن را روزه دار باشد منادی از آسمان او را ندا کند: به یقین گناهان گذشته ات آمرزیده شد پس عمل را از سر بگیر!! و کسی که بیش از این روزه بدارد خدای تعالی نیز بر اجر و پاداش او می افزاید.. اگر این ماه منسوب به امیر المؤمنین علیه السلام باشد جای هیچ شک و تردید و همچنین جای تعجب نیست که چرا این همه اجر و پاداش برای این ماه قرار داده شده، زیرا صاحب این ماه برای خدا بسیار پر ارج و عظیم است و به برکت اوست که خدای تعالی به مؤمنین و مؤمنات، همان کسانی که به ولایت مولا امیر المؤمنین علیه السلام ایمان دارند، و او را به فرمان خدای عز وجل ولی امر خود می دانند " انّما ولیّکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون " و در تمام کوچک و بزرگ زندگی فرمانش را گردن می نهند و همانطور که حضرت صادق علیه السلام از آن ها توقع دارند زینت برای ائمۀ و اولیای خود می باشند، حضرت صادق علیه السلام فرمودند:" کونوا لنا زیناً و لا تکونوا شینا " آری به برکت آن بزرگواران است که پروردگار منت بر پیروان آنان می گذارد. آمادگی برای ورود در ماه خدای تعالی ماه مبارک رمضان ماه خدای تعالی می باشد و در این ماه است که همۀ مؤمنین به میهمانی پروردگار دعوت می شوند و چه زیباست که با قلبی سالم و نیت های پاک قدم در این ماه مبارک گذارده شود. امیر المؤمنین علیه السلام می فرمایند:" شهر رمضان شهر الله..... " ماه رمضا ماه پروردگار می باشد. کسی که بخواهد با قلب پاک و غیر آلوده به گناه و با صفای باطن به این میهمانی قدم گذارد، در ماه رجب و شعبان فرصت بسیار مناسبی است که خود را مهیا کند تا آمادگی روحی و جسمی برای این ضیافت بزرگ داشته باشد، یکی از راه های آمادگی روحی و صفای باطن و راه های نزدیک شدن و قرب به خدای تعالی و رحمت بیکران او روزه داشتن است. هنگامی که ماه شعبان فرا می رسید حضرت سجاد علیه السلام به اصحاب خود می فرمودند: آیا می دانید این چه ماهی است؟ این ماه شعبان است که حضرت رسول صلی الله علیه و آله می فرمود: شعبان ماه من می باشد، پس این ماه را برای حب و دوستی من و تقرب و نزدیک شدن به خدای تعالی روزه بگیرید. روزه کلید حل مشکلات روزه داشتن نه تنها باعث صفای باطن است، که در سختی ها و مشکلات کلید حلی خواهد بود برای از بین بردن آن ها، حضرت صادق علیه السلام در تفسیر آیۀ شریفۀ " واستعینوا بالصبر و الصلاة... " فرمودند: مراد از صبر روزه است، هرگاه مشکل و دشواری به سوی شما روی آورد روزه بگیرید چرا که خدای تعالی می فرماید:" استعینوا بالصبر " از صبر (روزه) استعانت و کمک بجوئید.. چه مشکل و گرفتاری بزرگتر از مشکل هوای نفس و بوسیلۀ روزه نفس سرکش رام می شود و ارادۀ انسان در برابر شهوات باطل و شیطانی قوی می گردد، و بوسیلۀ روزه ابلیس دشمن دیرینۀ بنی آدم مهار می شود. روزی رسول خدا صلی الله علیه وآله به اصحاب خود فرمودند:" ألا اخبرکم بشيءٍ إن أنتم فعلتموه تباعد الشیطان عنکم کما یتباعد المشرق من المغرب؟! قالوا: بلی، قال: الصوم یسوّد وجهه " آیا به چیزی شما را آگاه نسازم که اگر آن را انجام دهید شیطان را از شما دور می کند آنچنانکه مشرق از مغرب دوری می کند؟! اصحاب عرض کردند: بله ای رسول خدا، حضرت فرمودند: روزه داشتن سبب می شود روی شیطان سیاه شود [و از شما دوری گزیند]. چه روزه ای باعث قرب الهی می شود؟ تنها روزه داشتن و امساک از خوردنی و آشامیدنی صدق روزه نمی کند و باعث قرب و نزدیکی به پروردگار نیست، بلکه روزه دار باید از تمام محرمات اجتناب نماید تا نام روزه دار بر او صدق کند. حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند:" الصّائم في عبادة و إن کان علی فراشه ما یغتب مسلماً " روزه دار تا زمانی که از مسلمانی غیبت ننماید، پیوسته در عبادت پروردگار می باشد اگرچه در بستر خود مشغول استراحت باشد!! همچنین فرمودند:" ... ربّ صائمٍ حظّه من صیامه العطش " چه بسیار روزه دارانی که تنها نصیب و بهرۀ آنان از روزه تشنگی آن است!! زیرا شرط این عبادت و بندگی را حفظ نکرده و به جا نیاورده است و تنها ظاهری از آن را انجام داده. حضرت صادق علیه السلام در تعریف روزه فرمودند:" الصّیام لیس من الطّعام و الشّراب، و الانسان ینبغي أن یحفظ لسانه من اللغو و الباطل في رمضان و غیره " روزه تنها امساک و خود داری کردن از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه لازم است انسان زبانش را نیز از بیهوده گوئی و حرف های نادرست در ماه رمضان و ماه های دیگر حفظ نماید. بعضی از مناسبت های ماه رجب در ماه رجب میلاد حضرت باقر علیه السلام واقع شده، و آن در روز جمعه اول ماه، سال پنجاه و هفت هجری در مدینۀ منوره بود. مادر آن بزرگوار فاطمه دختر امام حسن مجتبی علیه السلام می باشد. صلوات الله علیه و میلادش مبارک باد. حضرت باقر علیه السلام در کاروان کربلا بوده و شاهد شهادت جد بزرگوارشان حضرت ابا عبدالله علیه السلام و اصحاب با وفای آن حضرت بودند، و همچنین شاهد ستم هائی که بر کاروان اسرا از کربلا تا کوفه و از کوفع تا به شام واقع شد، او شاهد تازیانه هائی بود که بر پشت عمۀ بزرگوارش میخورد آن زمانی که خود را سپر ضربه های دشمن بر اطفال برادر میکرد، او شاهد خون هائی بود که از گردن پدر بزرگوارش از زیر غل و زنجیری که دشمن دون بر پیکرش آویخته بود می ریخت، او شاهد سر های مطهر شهدا بود که از شهری به شهری تا شام خراب برای یزید جنایتکار برده شد، او شاهد شهادت عمۀ خردسالش بود که بر اثر ضربه های تازیانه و سختی راه و مهمتر از همه دیدن آن صحنه های دلخراش با قلبی کوچک و غم از دست دادن پدر و برادران و عزیزان شد. او شاهد تمام ظلم ها و ستم های دشمن بود و بعد از آن هم ستم ها دید و ظلم هائی را تحمل کرد تا به شهادت رسید و به این اکتفا نشد و نمی شود که مرقدش را نیز به خرابه ای تبدیل کردند و از زیارت زائران مرقدش جلوگیری به عمل می آورند، اما خدای تعالی این مهلت را از ظالمین خواهد گرفت و زمین را به پاکان خواهد سپرد تا حکومتی عدل و آسمانی بر کرۀ زمین برقرار شود و این وعدۀ حقی است از جانب خدای تعالی به مؤمنین که در وعده اش تخلفی نخواهد بود " و لقد کتبنا في الزبور من بعد الذکر، انّ الأرض یرثها عبادي الصالحون " به امید آن روز بزرگ و آسمانی. همچنین در دوم ماه رجب سال دویست و دوازده هجری میلاد با سعادت حضرت هادی علیه السلام می باشد، و شهادت آن حضرت در سوم این ماه سال دویست و پنجاه و چهار واقع شد. میلاد حضرتش را تبریک و شهادتش را تسلیت می گویم و امیدوارم زیارتش بزودی در حکومت حقۀ نواده اش و در صلح و آرامش و آسایش روزی شیعیان و محبینش گردد. حضرت هادی علیه السلام در دوران ظلم و ستم متوکل یکی از غاصبین بنی عباس لعنة الله علیهم اجمعین بودند، و همو بود که حضرت را مجبور نمود تا از مدینه به سامرا هجرت کنند و در آنجا بودند تا به زهر معتز به شهادت رسیدند، و فرزندشان حضرت عسکری علیه السلام در همان منزل مسکونی حضرت، پدر بزرگوار خود را به خاک سپردند، جائی که هم اکنون مورد هجوم فرزندان و پیروان آن فراعنه قرار گرفته، اگر متوکل مرقد امام حسین علیه السلام را مورد هجوم ددمنشانۀ خود قرار داد، پیروان او مراقد فرزندان حسین را در مدینه و سامرا منهدم کردند.. بار الها! تعجیل در فرج منتقم آل محمد علیهم السلام قرار ده تا هرچه زودتر بیاید و ظالمین را از صحنۀ گیتی براندازد و پرچم حکومت حقۀ خود را بر سر تا سر کرۀ زمین برافرازد. برای تبرک و تیمن دو داستان از این دو امام همام را در ذیل می آورم باشد که نظر عنایتی شود و هرچه بیشتر نور ولایت و معرفت در دل هایمان بتابد. امام نوری تابنده در قلب مؤمن مرحوم علامۀ مجلسی در بحار الانوار از قول ابی بصیر نقل می فرماید: با حضرت باقر علیه السلام وارد مسجد نبوی صلی الله علیه و آله گشتم، عده ای از مردم وارد مسجد شده و عده ای خارج می شدند، حضرت فرمودند: ای ابا بصیر! از مردم سؤال کن آیا مرا می بینند؟! ابو بصیر می گوید: از هرکه سؤال می کردم آیا ابا جعفر امام باقر علیه السلام را ندیدی؟ جواب می گفت: نه او را ندیدم!! [امام به قدرت تکوینی خود را از مردم پنهان داشته بود]، حضرت همان جا ایستاده بودند که ابو هارون مکفوف [نابینا] وارد مسجد شد، حضرت فرمودند: از او نیز سؤال کن. ابو هارون نزدیک شد به او گفتم: آیا ابا جعفر را ندیدی؟ ابو هارون گفت: مگر او در این مکان نایستاده؟! به او گفتم: از کجا آن را دانستی [و حال آنکه چشمان تو بسته است و نابینا هستی]؟! ابو هارون گفت: چطور ندانم در صورتی که امام نوری تابنده است [که در قلب های روشن و بینا می تابد]!! صلوات الله علیک یا ابا جعفر محمد بن علی ایها الباقر یابن رسول الله، یا حجة الله علی خلقه، یا سیدنا و مولانا إنا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک إلی الله و قدمناک بین یدي حاجاتنا، یا وجیهاً عند الله إشفع لنا عند الله. روزی که ابوبکر از عمر بیزاری جوید!! در مورد آیۀ مبارکۀ " یوم یعض الظالم علی یدیه، یقول: یالیتني اتخذت مع الرسول سبیلا، یاویلتی لیتني لم اتخذ فلاناً خلیلا " بیاد آور روزی را که ستمکار دست خود را [از شدت حسرت و اندوه] به دندان می گزد و می گوید: ای کاش با رسول خدا راهی برقرار کرده بودم، ای وای بر من کاش فلان [شخص گمراه] را به دوستی انتخاب نمی کردم. روز ی به متوکل لعنة الله علیه خبر داده شد که حضرت هادی علیه السلام "ظالم" را در این آیه به ابوبکر و "فلان" را به عمر تفسیر می تماید، متوکل غضبناک شده و چاره ای از اطرافیان خواست، درباریان [همان کسانی که برای بقای خوشی و راحتی چند روزۀ دنیا آخرت خود را خراب کرده و جهنمی آتشین برای خود می سازند] به او گفتند: مردم را جمع کن و در مقابل آن ها از ابا الحسن از تفسیر آیه سؤال کن، اگر آنچنان که به تو خبر رسیده آن را تفسیر نماید، حضور مردم در مورد او تو را کفایت است [یعنی مردم حکم قتل او را صادر می کنند و تو او را کشته و از او راحت می شوی!!] و اگر بر خلاف آنچه به مردم می گوید آیه را تفسیر نماید آبرویش در نزد اصحاب و دوستانش می رود و مفتضح می شود. متوکل این رأی را پسندید، همۀ بزرگان را جمع نمود و بنی هاشم و دوستان حضرت نیز در مجلس بودند، آنگاه رو به حضرت کرد و تفسیر آیه را از حضرت پرسید، حضرت فرمودند: دو مرد را خدای تعالی با کنایه در این آیه نام برده و بر آن دو، به ستر و پوشش نامشان منت نهاده، آیا دوست داری آنچه را خدا مستور داشته کشف شود؟! متوکل چاره ای ندید جز آنکه بگوید: خیر آن را دوست ندارم!!! سلام بر تو ای نور تابنده، ای مظلوم، ای آنکه در زمان حیات خود دشمنان خدا و رسول به تو ستم ها روا داشتند و اکنون نیز اولاد و پیروان آن نابکاران کافر با منهدم نمودن تربت پاکت و آزار دوستان و شیعیانت دست از ستم بر نمیدارند. |
|
بســـــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم
میلاد مادر عالم، دخت نبی خاتم، همسر علی اعظم، شفیعۀ روز جزا فاطمۀ زهرا را به فرزندش منتقم آل محمد علیهم السلام و تمام شیعیان و محبینش تبریک و تهنیت می گویم
میوۀ بهشتی
علم رسول خدا و اهل بیت علیهم السلام همه از یک منبع سرچشمه گرفته و علمی را که پیامبر دارا هستند اهل بیت نیز آن را می دانند و علم آنان در یک درجه می باشد، زیرا خلقت آنان از یک منبع نوری است، همچنین تمام آنچه را که جبرئیل از جانب پروردگار آورد و بیشتر از آن را پیامبر می دانستند اما خواست و ارادۀ پروردگار چنین ایجاب نموده که اسباب و مسببات باید انجام شود.
فرموده های اهل بیت و وصیت ها و نصیحت های آنان نیز به یکدیگر برای رسیدن آن مطالب به مردم و شیعیانشان و تعلیم امت است. گاهی آن گفته ها را خود برای امت بیان می فرمودند و گاهی بعضی از اصحاب را شاهد بر موضوع قرار می دادند تا آنان برای دیگران نقل کنند.
عمار رضوان الله تعالی علیه می گوید: با علی بن ابی طالب علیهما السلام بودم، او را دیدم که بر فاطمه سلام الله علیها وارد شد، هنگامی که فاطمه علی را دید به او گفت: نزدیک بیا تا تورا به آنچه تا کنون انجام شده و آنچه انجام می شود و نمی شود تا روز قیامت خبردار و آگاه کنم!!
عمار می گوید: در این هنگام امیر المؤمنین علیه السلام را دیدم که دهشت زده به عقب برگشت و از منزل خارج شد، من نیز برگشتم و هردو نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفتیم، پیامبر با دیدن علی علیه السلام فرمود: ای ابا الحسن! نزدیک بیا، امیر المؤمنین در کنار رسول خدا نشست، پیامبر فرمود: تو سخن می گوئی یا من برایت بگویم؟ او گفت: ای رسول خدا! شنیدن از شما نیکوتر است.
حضرت فرمود: آنچنان است که تو بر فاطمه وارد شدی و چنین و چنان با تو گفت و تو برگشتی!! مولا عرض کرد: ای رسول خدا! آیا نور فاطمه از نور ما می باشد؟! رسول خدا فرمود: آیا این را نمی دانی؟! در این هنگام علی علیه السلام سجدۀ شکر در مقابل خدای تعالی بجا آورد.
پس از آن هردوی ما از منزل رسول خدا خارج شدیم و به منزل فاطمه سلام الله علیها رفتیم، حضرت فاطمه به امیر المؤمنین گفت: گویا نزد پدرم رفتی و..... ای ابا الحسن! بدان که خدای تعالی نور مرا خلق فرمود و از بدو خلقت تسبیح و تهلیل و تجلیل پروردگار می نمود، سپس آن را در درختی از درخت های بهشت قرار داد، به این خاطر آن درخت روشن و نورانی شد، در شب معراج هنگامی که پدرم وارد بهشت شد خدای تعالی به او فرمود تا از میوۀ آن درخت برگیرد و بخورد و آن را در دهان خود بچرخاند، پدرم امر پروردگار را اطاعت نمود، در آن هنگام بود که خدای تعالی مرا در صلب او قرار داد و پس از آن به مادرم خدیجه منتقل شدم، و من از آن نور هستم و آنچه را که انجام شده و می شود، و آنچه را که انجام نشده و نمی شود را تا قیامت می دانم. ای ابا الحسن! همانا مؤمن در نور خدا نظر دارد.
بوی بهشتی
عائشه لعنة الله علیها پیوسته رسول خدا صلی الله علیه و آله را مورد انتقاد قرار داده!! و با کلمات خود حضرت را اذیت و آزار می داد، یکی از آزار های او نسبت به پیامبر وقتی بود که می دید رسول گرامی سینۀ فاطمه اش را می بوید و می بوسد.
عائشه می گوید: رسول خدا را دیدم که فاطمه را می بوسد به او گفتم: ای رسول خدا! چرا فاطمه را بیش از دیگر اهل بیت خود دوست داری؟! پیامبر فرمود: همانا زمانی که به آسمان عروج کردم، به آسمان چهارم که رسیدم جبرئیل اذان گفت و میکائیل اقامه، سپس به من گفته شد به نماز بایستم، به جبرئیل گفتم: آیا من امام جماعت شوم و حال آنکه تو حاضر هستی؟ جبرئیل گفت: آری، همانا پروردگار پیامبران خود را بر ملائکه اش مقدم داشته و تو ای رسول خدا بر جمیع پیامبران برتری داری. نماز را با اهل آسمان چهارم بپا داشتم، پس از آن به سمت راست خود نظر کردم، ابراهیم علیه السلام را در باغی از باغ های بهشت دیدم که عده ای از ملائکه گرداگرد او را گرفته بودند..... به آسمان پنجم رفتم و از آنجا به آسمان ششم، در آنجا مورد خطاب قرار گرفتم: ای محمد! بهترین پدران پدر تو ابراهیم است و بهترین برادران برادرت علی می باشد..... بعد از آن جبرئیل دست مرا گرفته و وارد بهشت نمود، در آنجا درختی از نور دیدم که دو ملک کنار آن ایستاده بودند و از آن درخت لباس های فاخر و زینت ها را می گرفتند و می پیچیدند ، به جبرئیل گفتم: این درخت از آن کیست؟ جبرئیل جواب داد: این درخت از آن برادرت علی بن ابی طالب علیهما السلام می باشد، و این دو ملک برای او این لباس ها و زینت ها را می گیرند و می پیچند و کنار می گذارند تا روز قیامت [ و پیداست که آقا امیر المؤمنین این لباس ها و زینت ها را در روز قیامت به چه کسانی هدیه می دهند].
پیشتر رفتم، خرما هائی نرم تر از کره و خوشبو تر از مُشک و شیرین تر از عسل دیدم، خرمائی گرفته و خوردم، و از آن خرما بعد از آنکه به زمین آمدم خدیجه به فاطمه باردار شد، و فاطمه حوریه ای در لباس انسیان می باشد، هرگاه مشتاق بهشت شوم فاطمه را می بویم و از او بوی بهشت را استشمام می نمایم.....
خلیفه های خدا در زمین
حضرت فاطمه سلام الله علیها را نامهائی است، که هریک از آن نام ها به علت و دلیلی بر این بانوی بزرگ گذاشته شده است، دوست و دشمن بعضی از آن علت ها را دیدند و خواسته یا نا خواسته به آن ها شهادت دادند، عائشه می گوید: در تاریکی شب از نور صورت فاطمه استفاده کرده و کار های خود را انجام داده و خیاطی می کردیم و ریسندگی می نمودیم!!
جابر بن عبد الله انصاری می گوید: از حضرت صادق علیه السلام سؤال کردم: چرا فاطمه سلام الله علیها زهرا نامیده شد؟ حضرت فرمود: زیرا خدای عز وجل او را از نور عظمت خود خلق فرمود، هنگامی که نور او (فاطمه) تابید تمام آسمان ها و زمین به نور او روشن شد و چشمان ملائکه از نور او پر شد، و همۀ آنان به سجده در آمدند، و به خدا عرضه داشتند: بار الها! این چه نوری است؟! خدای تعالی به آنان وحی فرمود: این نوری از انوار من می باشد، آن را در آسمانم مسکن دادم، او را از عظمت خود خلق کردم و از صلب یکی از پیامبرانم آن را خارج می سازم و بر همۀ پیامبران [غیر از پدرش] او را برتری می دهم، و از آن نور امام هائی را خلق می کنم تا به فرمانم مردم را به حق من هدایتگر باشند، و آنان را خلیفه های خود در زمین قرار می دهم پس از آنکه از وحی منقطع و جدا شده باشند.....
اولین غاصب
پس از شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله دشمنان اهل بیت ـ همان کسانی که در زمان رسول خدا راه نفاق را پیش گرفته بودند اما پیوسته در نشست های شیطانی خود نقشه های شوم و پلیدی را طرح ریزی می کردند تا پس از رحلت پیامبر حکومت را به دست بگیرند و بر مردم ریاست نمایند، و برای همین خاطر پیامبر را به شهادت رساندند تا زودتر به آمال و آرزو های ننگین خود برسند ـ ضربه های خود را به اسلام و مسلمین آغاز نمودند.
پس از شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله با نقشه های از پیش طرح ریزی شده، ابوبکر اولین غاصب خلافت زمام حکومت و ریاست را به دست گرفت، بر منبر پیامبر بالا رفت و بر مسند رسول گرامی و جایگاه او تکیه زد، این حادثۀ تلخ و سیاه در همان روز شهادت رسول خدا و قبل از اینکه بدن شریف حضرت به خاک سپرده شود انجام شد!! در همان روز دوشنبۀ سیاه، بیست و هشتم ماه صفر سال یازدهم هجری.. در همان روز دوشنبه ابوبکر خود را رئیس و حاکم اسلامی و خلیفۀ رسول خدا معرفی کرد!! و حال آنکه به فرمایش حضرت صادق علیه السلام هرگز و حتی برای یک چشم بهم زدن ایمان به خدا ی عز وجل نیاورد و اسلام را با قلب نپذیرفته بود!!! و از کلمات اوست: خوشا به حال کسی که در بدو پذیرش اسلام از دنیا رفت، قبل از اینکه فتنه ها بپا خیزد!!! و حال آنکه خود فتنه ها را بپا کرده بود و ریشۀ ظلم و فساد را او و رفیقش عمر به یاری دیگر یارانشان بین مسلمین برقرار کردند.
اما طولی نکشید که تمام آمال و آرزو هایش از بین رفت و همان کسی که ابوبکر را برای رسیدن به حکومت یاری کرده بود و زمینه را برای غصب خلافت مهیا نموده بود، نقشۀ قتل او را طرح ریزی کرد!! آری عمر برای اینکه خود زودتر بر مردم حکومت نماید ابوبکر را مسموم نموده و به هلاکت رساند. ابوبکر به هنگام احتضار پیوسته می گفت: ای کاش هرگز به خانۀ فاطمه هجوم نمی کردم... و خود را در میان گودال آتش می دید!! محمد بن ابی بکر رضوان الله تعالی علیه و لعنة الله علی أبیه می گوید: به هنگام احتضار پدرم کنار او بودم، او نمی توانست شهادتین بگوید و می گفت: آن را نمی گویم و نمی توانم بگویم تا وارد آتش و داخل آن تابوت آتشین بشوم، همان تابوتی که با قفلی از آتش بسته شده، آن تابوت آتشین جایگاه من، عمر و ده نفر دیگر می باشد!!!
ابوبکر تمام ننگ دنیا و عذاب ابدی آخرت را برای مدتی بسیار کوتاه انتخاب کرد، مدت غصب خلافت و حکومت او دو سال و چهار ماه بیشتر نبود، او در بیست و دوم ماه جمادی الثانیه سال سیزدهم هجری به هلاکت رسید و اسلام و مسلمین را از خود و از ظلم هایش راحت و آسوده کرد.
چه نیکوست شیعیان و دوستان و محبین رسول خدا و اهل بیت علیهم السلام این روز بزرگ را گرامی داشته، و در این روز خجسته جشن و سرور و شادی بپا نمایند و در مجالس و محافل خود بزرگترین دشمن خدا و اهل بیت (ابوبکر لعنة الله علیه) را به مردم معرفی نمایند و از بدعت ها و ظلم هایش مردم را آگاه سازند.
اللهم لک الحمد ملء السماوات السبع، و ملء طباقهنّ، و ملء ما بینهما، و ملء عرش ربّنا الکریم، و میزان ربّنا الغفّار، و مداد کلمات ربّنا القهّار، و ملء الجنّة و ملء النّار، و عدد الماء و الثّری، و عدد ما یُری و ما لا یُری. |
|
بســــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم
بیست و هشت سال گذشت ! آن روز در خیابان صدای شلیک گلوله ای شنیده شد و سپس صدای رگبار گلوله هایی دیگر باز هم صدای شلیک ... سپس سکوتی مرگ بار حکمفرما شد ... و بعد از چند دقیقه صدای آمبولانسها آن سکوت مرگ بار را شکست ... فاجعه ای اتفاق افتاده فاجعه ای که نفسها را در سینه ها حبس کرد فاجعه ای که در دلها آشوب ایجاد کرده فاجعه ای که نه تنها برای بستگانش درد آور بود بلکه ... برای اسلام نیز دردناک بود اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمة لا یسدها شئ
چه رسد به روزی که عالم شهید شود بیست و هشت سال از شهادت مظلومانه شهید آیت الله سید حسن شیرازی می گذرد
شهادت آیت الله شیرازی یعنی شهادت قلم شهادت دفاع از اهل بیت شهادت جهاد شهادت ایستادگی درمقابل ظلم . این روز را به تمامی مدافعان اهل بیت و اسلام تسلیت عرض می کنم
|
|
بســــــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم
سیزدهم ماه جمادی الثانیه سالگرد شهادت حضرت ام البنین سلام الله علیها مادر عموی امام زمان را به منتقم آل محمد علیهم السلام و همۀ دوستان تسلیت عرض می کنم
عمل ام البنین تصدیق کنندۀ کلام او
حضرت ام البنین سلام الله عليها از بانوانی است که عمل او کلامش را آن هنگامی که در عالم " ذر " به پروردگار " بلی " را گفت تأیید می کند، در آن عالم خدای متعال پس از معرفی خود و پیامبران، اهل بیت علیهم السلام را نیز به همۀ مردم معرفی نمود و از آنان اقرار به پیروی آن بزرگواران گرفت، آنان که با جان و قلب کلام الهی را قبول نمودند و با زبان نیز اعتراف کردند در دنیا نیز وحدانیت پروردگار را عملاً قبول نموده و پیروی از پیامبران و حجت های الهی علیهم السلام نمودند، اما آنانکه در آن عالم با خدا نفاق و دوروئی داشتند در این عالم به دشمنی خدا و پیامبران و حجت های پروردگار پرداختند.
ام البنین سلام الله علیها از بانوانی است که با جان و دل وجود خود را وقف اهل بیت علیهم السلام نمود و فرزندانی فداکار و ایثارگر پرورش داد تا در خدمت دین و امام زمان خود باشند.
ام البنین سلام الله علیها از لحظه ای که قدم در منزل شوهر و امام زمان خود حضرت امیر المؤمنین علیه السلام گذاشت در خدمت مولای خود و فرزندان او بود و همچون مادری مهربان برای فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها بود، و خدمت به آنان را افتخاری برای خود میشمرد که واقعاً نیز چنین بود.
دل سوختۀ ابا عبدالله
ام البنین سلام الله علیها محبت و علاقۀ شدیدی به خاندان اهل بیت علیهم السلام داشت، و این محبت به حدی بود که وقتی بشر به امر امام زین العابدین علیه السلام وارد مدینه شد تا مردمش را از شهادت سالار شهیدان و یاران با وفایش در کربلا خبردار نماید، ام البنین پی در پی از او از حال سید الشهدا حضرت ابا عبدالله علیه السلام می پرسید و هرچه بشر نام فرزندان او را می برد و از شهادت یکایک آنان می گفت، ام البنین می گفت: فرزندانم و تمام کسانی که در زیر این گنبد کبود زندگی می کنند به فدای ابا عبدالله، از حسین علیه السلام برایم بگو، هنگامی که بشر گفت:" عظم الله لکِ الاجر بمصاب مولانا الحسین علیه السلام " ام البنین را دیگر تاب مقاومت نبود، بر سر میزد و گریه می کرد و به سوی خیمه ای که بیرون مدینه برای اهل بیت امام حسین علیه السلام بپا شده بود رفت تا با آنان همدردی و عزاداری نماید.
دل سوختۀ ابا عبدالله به خیمۀ حضرت زینب سلام الله علیها وارد شد و از بانوی کربلا خبر کربلائیان را گرفت، بانو زینب کبری قصۀ شهادت فرزندانش را برایش گفتند، ام البنین در جواب بانو می گفت: تمامی آنان به فدای حسین، از فرزندم حسین برایم بگو!! بانو فرمود:" قتل الحسین عطشانا " حسین را تشنه کام کشتند!! ام البنین با شنیدن این کلام صدا به گریه بلند کرد و بر سر زده و پیوسته می گفت: واحسیناه!!
عزاداری ام البنین در بقیع
سخن کوتاه و در تعریف مقام این بانو همین بس که گفته شود: فرزندی چون ابا الفضل العباس تقدیم به کاروان کربلا نمود، فرزندی که اسوۀ ایثار و فداکاری شد، فرزندی که در روز عاشورا پس از شهادتش امام زمانش حضرت ابا عبدالله علیه السلام فرمود: اکنون و با شهادت تو پشتم شکست!!! همان کسی که امام زمانش دست های بریده اش را بوسه زد!!
ام البنین سلام الله علیها یکی از زنان آزاده ای بود که افشاگری بر علیه بنی امیه را پیشۀ خود قرار داد و با سخنان خود جهاد ابا عبدالله را ادامه داد و از آن پس پیوسته به بقیع می آمد و صورت های قبری بیاد شهدای کربلا و به نام فرزندانش و سالار شهیدان امام حسین علیهم السلام درست نموده و بر سر آن مرقد های رمزی مشغول به عزاداری می شد، و در ضمن عزاداری خود، از ظلم بنی امیه و فساد آنان می گفت، و پس از دو سال با اینکه این بانو عمری زیاد نداشت وفات یافت و برای همین گمان میرود بنی امیه آن حکومت فاسد، بی دین و از خدا بی خبر، آن حکومتی که پایه و اساس آن بر ظلم بنا شده بود، باقی ماندن این زن آزاده را نیز مانند دیگر آزادگان خاری در چشم خود می دید و به همین جهت او را نیز به شهادت رساند زیرا دأب و عادت آن جکومت و هر حکومت ظالمی چنین است که آزادگان و مجاهدین راه حق و اهل بیت علیهم السلام را به هرصورت شده از بین ببرند!!
السلام علیکِ یا زوجة ولي الله، السلام علیکِ یا زوجة امیرالمؤمنین، السلام علیکِ یا ام العبّاس بن امیرالمؤمنین علي بن ابي طالب، رضي الله تعالی عنکِ و جعل الجنّة منزلکِ و مأواکِ و رحمة الله و برکاته |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|