تبليغاتX
این المنتقم؟؟؟
کجاست انتقام گیـــــــــــــــــــــــــرنده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                                 بســــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

حضرت ابا عبدالله علیه السلام ویژگی هایی دارند که دراحادیث، تاریخ، ادعیه و زیارات برای

دیگر معصومین دیده نشده است. ازجمله ویژگی های حضرت این است که تنها تربت مرقد ابا

عبدالله شفای درد ها و امان از حوادث ناگوار است.

درکتاب کامل الزیارات مرحوم ابن قولویه از حضرت صادق علیه السلام روایت نموده است:

(( حنّکوا اولادکم بتربة الحسین علیه السلام، فإنّها امان )) کام نوزادان خود را با تربت حسین

علیه السلام بردارید زیرا که باعث امان – طفل از آفات دینی و دنیوی – است. وهمچنیین می

فرمایند: (ان في طین الحائرالذي فيه الحسين عليه السلام شفاء من كل داء واماناً من كل خوف)

همانا درخاک حائرکه درآن حسین علیه السلام – مدفون – می باشد شفاء است برای هربیماری

وامان برای هر ترسی است. ( از جمیع اطراف مرقد مطهر به مقدار 25 ذراع که هر ذرع

تقریباً نیم متر می باشد را حائرگویند)،این ویژگی و خصوصیت در مورد دیگر معصومین بیان

نشده است. همچنین حضرت رضا علیه السلام برای شخصی لباسی به عنوان هدیه فرستاده

بودند، آن شخض می گوید: وقتی بسته را باز کردم در بین آن لباس ها، خاکی مشاهده کردم، از

آورندۀ لباس پرسیدم: این خاک چیست؟! جواب داد: خاک قبرحسین علیه السلام است. حضرت

رضا علیه السلام هرگز چیزی از لباس و غیر آن برای کسی نمی فرستند مگر آن که تربت در

آن قرارمی دهند! و پیوسته می گویند: آن – تربت اباعبدالله – باعث امان است به خواست خدا.

یکی دیگرازویژگی های حضرت ابا عبدالله این است که خون مبارک ایشان پس از شهادت در

زمین جا نگرفت بلکه به آسمان ها رفت و دربهشت خلد جا گرفت!!! این کلام غلو و افراط از

شیعه نیست بلکه کلام امام معصوم است و امام نه تنها دروغ نمی گوید بلکه مبالغه هم در کلام

ندارد و آن چه گوید کلام رسول خداست، و کلام رسول خدا هم کلام خدای تعالی می باشد..

(( ان هو الا وحي یوحی )).

یونس بن ضبیان همراه با مفضل و ابو سلمه خدمت حضرت صادق علیه السلام  می رسند و

سؤالاتی از آن جناب می کنند و حضرت هم به آن ها پاسخ می دهند. یونس به حضرت عرض

می کند:هنگامی که اباعبدالله را بخواهم زیارت کنم، چه کنم و چه بگویم؟؟ حضرت صادق علیه

السلام چگونگی و آداب زیارت را به او تعلیم می فرمایند سپس زیارتی را به او تعلیم می دهند

که  در فرازی از آن زیارت چنین آمده است: (( أشهد أنّ دمک سکن في الخلد..... )) شهادت

می دهم به یقین خون تو در بهشت جاوید مسکن گرفت!!!

سؤال این جا است: این کسی که خونش در بهشت سکنی گزیده، با جسمش چه شد؟! این خون

مبارک را چه کسی و چگونه به بهشت خلد برده است؟! درآن جا چگونه نگهداری می شود؟!

وظیفۀ ما نسبت به صاحب این خون که خدای تعالی برای او این همه ارج گذاشتهچیست؟!...؟!

سلام بر تو ای حجت خدا. سلام  بر خون تو. سلام بر تو ای مظلومی که حقت ناشناخته بود و

هست و خواهد بود تا زمانی که فرزندت منتقم آل محمد علیهم السلام بیاید.

بارالها ! ما را به حقوق صاحبان حق آشنا کن. بار الها ! معرفت شناخت حق اهل بیت علیهم

السلام را به همۀ ما عنایت فرما. آمین رب العالمین.

+ نوشته شده در  Sat 18 Mar 2006ساعت 10:18 PM  توسط فاطمه حسينى | 

                                  بســــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

ابن قولویه رحمة الله علیه درکتاب کامل الزیارات آورده است که حضرت صادق علیه السلام

به معاویة بن وهب فرمودند: ای معاویة! بخاطرترس، زیارت حسین علیه السلام را رها مکن.

زیرا کسی که زیارتش را ترک کند روزی آید که حسرت می خورد و دوست می داردهرآینه

مرقدش نزد او می بود!! آیا دوست نداری که خدای تعالی تو را ازکسانی قرار دهد که پیامبرو

فاطمه و امامان علیهم السلام برای او دعا می کنند. آیا دوست نداری ازکسانی باشی که عاقبت

به خیر شده و گناهان هفتاد ساله ات آمرزیده شود.  آیا دوست نداری از کسانی باشی که هنگام

بیرون رفتن ازدنیا گناهی برآنان نیست. آیا دوست نداری از کسانی باشی که فردا ( درقیامت )

پیامبر با آنان مصافحه می کند ( دست می دهد )!!!!!

همچنین درحدیث دیگری ازمحمد بن مسلم آمده است که حضرت باقر علیه السلام ازمن سؤال

نمودند: آیا به زیارت مرقد حسین علیه السلام می روی؟عرض کردم بله، اما با ترس ووحشت!!

فرمودند: هرچه ترس بیشتر باشد اجر و ثواب بیشتری داری. کسی که او را با حالت ترس

زیارت نماید، خدای تعالی او را از ترس روز قیامت ایمن می دارد. و درآن زمان که مردم در

 پیشگاه خدای عالمیان ( برای حساب و کتاب ) ایستاده اند او آمرزیده شده در جایگاه خود در

 بهشت برین قرار خواهد گرفت، و ملائکه براوسلام می کنند، و پیامبر صلی الله علیه و آله از

او دیدن می نماید، ودرنعمت های الهی غوطه ور خواهد بود بدون هیچ مشکل و ناراحتی!!!!!

ابا بصیر نیز از حضرت صادق علیه السلام نقل می کند که فرمودند: کسی که دوست می دارد

منزل و جایگاه او بهشت باشد، پس نباید زیارت مظلوم را ترک نماید! ابو بصیر گوید عرض

کردم: کدام مظلوم؟! حضرت فرمودند: حسین بن علی صاحب کربلا!! هرگاه کسی با شوق و

رغبت و بخاطرمحبت به پیامبر و فاطمه و امیرالمؤمنین علیهم السلام به زیارت او رود،خدای

تعالی در روز قیامت این شخص را با آن بزرگواران بر سفره های بهشتی می نشاند و حال آن

که هنوز دیگر مردم در حساب هستند!!!

شیعیان! محبین و دوستان اباعبدالله!! ای کسانی که برای ترک زیارت اباعبدالله هیچ عذری جز

مشغله های دنیوی و ترس از مشكلات ندارید، چند روزی دنیا را طلاق گفته او را رها کنید تا

در شمار افسوس خورندگان قرار نگیرید. به زیارت مظلوم، صاحب کربلا روید تا خدا دنیا و

آخرت شما را نیکو قرار دهد.

روز اربعین یکی از مناسبت های زیارتی اباعبدالله علیه السلام می باشد. فرصت را از دست

ندهید، بشتابید که عمر ما شتابان رو به اتمام است. از فرصت ها باید نهایت استفاده را نمود، تا

درآن روزی که یکی از نام هایش(( یوم الحسرة و الندامة )) است کمتر انگشت حسرت به لب

بگیریم. آری آن روز افسوس و حسرت سودی نخواهد داشت.

بارالها! زیارت اباعبدالله علیه السلام را دردنیا و شفاعتش را درآخرت نصیب همۀ ما بگردان. آمین رب العالمین.

+ نوشته شده در  Wed 15 Mar 2006ساعت 1:27 AM  توسط فاطمه حسينى | 

                     بســــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

مرحوم علامۀ مجلسی رضوان الله تعالی علیه در بحار الأنوار آورده است: روزی حضرت

رضا علیه السلام به یکی از اصحاب فرمودند: در زمان جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله

حالت جغد چنین بود که به منازل و خانه ها و قصر ها رفت و آمد داشت، و هنگامی که اهل

منزل مشغول صرف غذا می شدند به نزدیک آن ها می رفت تا به او آب و غذایی بدهند و با

آنان هم غذا می شد، سپس به جایگاه خود - روی دیوار منازل وشاخۀ درختان - بازمی گشت.

اما هنگامی که حسین بن علی را شهید نمودند از آبادی خارج شد و به خرابه ها و کوه ها و

صحرا ها پناه برد و چنین گفت: بد امتی هستید شما که فرزند پیامبر خود را کشتید – وقتی با

فرزند پیامبر چنین کنید – هرگز بر جانم در میان شما ایمن نیستم!!!

درحدیث دیگری حضرت صادق علیه السلام می فرمایند: جغد تمام روزرا روزه دارومحزون

می گذراند وهنگامی که عالم را شب فرا می گیرد تا به صبح برای حسین صلوات الله علیه ناله

می کند!!!

شاعری در این موضوع چنین سروده:

زآبادی دلم خون است به ویران رو از آن دارم

به خاطر مختصر این داستان از دوستان دارم

به جغدی بلبلی گفتا: تو در ویرانه جا داری

من اندر باغ گل بر شاخهء سرو آشیان دارم

بگردان روی از این ویران بیا با من سوی بستان

 ببین چندین هزاران سرو کاخ ارغوان دارم

به پاسخ گفت: ای بلبل ارزانی تو را گلشن

مرا این بس که در ویرانه مأوی و مکان دارم

اگر ویرانه بد بودی، چرا پس دختر زهرا

به ویران می نشستی؟ کز غمش آتش به جان دارم

نخواهد شد فراموشم

که در هر لحظه صد باره از این غم الأمان دارم

گذشتم از گل احمر، پس از مرگ علی اکبر

به دل داغ غم ناکامی آن نوجوان دارم

تو شادی با عروسان، گلستان داری ای بلبل

من از دامادی قاسم دو چشم خون فشان دارم

تو بر سر شورش شمشاد و یاس و ارغوان داری

من اندر لالهء دل داغ عباس جوان دارم

ز جور شمر و خولی دارم از غم شکوه ها لیکن

شکایت های پی در پی زدست ساربان دارم

به طفلان حسین شد ظلم ها از کوفیان اما

دلی پر خون ز جور دختران شامیان دارم

هزاران نیش خنجر هر زمان اندر جگر مضمر

ز پیکان گلوی اصغر شیرین زبان دارم

+ نوشته شده در  Sat 11 Mar 2006ساعت 8:24 PM  توسط فاطمه حسينى | 

                                             بســــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

قبول اسلام به معنای تسلیم بودن در برابر تمام آنچه که از دین حنیف می دانیم و آنچه را که نمی دانیم

می باشد. یکی از مسائلی که از گذشتۀ دور در موضوع آن صحبت می شود، قضیۀ سکوت امام حسن

علیه السلام و آتش بس با معاویه است.. این یکی از مطالبی است که خیلی افراد (چه آن هایی شان که

تخصص در موضوع های اسلامی دارند و چه آن ها که فاقد تخصص هستند) در آن بحث و گفتگومی کنند

 و متأسفانه نظر های شخصی خود را به عنوان یک امر مسلم بیان می دارند.

احادیث زیادی از معصومین علیهم السلام در موضوع سکوت امام حسن مجتبی علیه السلام به ما رسیده

که به نقل یکی از آن ها – برای اختصار – بسنده می کنم.

در کتاب بحار الأنوار مرحوم علامۀ مجلسی آمده است: شخصی به نام ابوسعید می گوید: از حضرت امام

 حسن مجتبی علیه السلام سؤال کردم: ای پسر رسول خدا! چرا با معاویه مداهنه کرده و با او صلح نمودی،

 با این که به یقین می دانستی که حق خلافت برای تو بوده و همانا معاویه گمراهی ستمگر است؟!

حضرت فرمودند: ای اباسعید!آیا من حجت خدای تعالی بر خلق نیستم؟ و آیا امام بعد از پدرم نمی باشم؟

عرض کردم: بله چنین است.

حضرت فرمودند: آیا من آن نیستم که رسول خدای در مورد من و برادرم فرمود: حسن و حسین هر دو امام

هستند چه آنکه قیام (جهاد) کنند و چه آنکه سکوت کنند و (جهاد نکنند)؟

عرض کردم: بله چنین است.

حضرت فرمودند: پس دراین صورت من امام هستم اگر قیام کنم و امر به جهاد نمایم، و امام هستم اگرساکت

بنشینم (وقیام نکنم).

ای اباسعید! دلیل و حکمت صلح من با معاویه همان بود که پیامبردرصلح با قوم بنی ضمره وقوم بنی أشجع

داشتند و به همان دليل كه با اهل مکه در جریان حدیبیه سکوت کردند (و جهاد ننمودند). آنان کافر به قرآن

(و رسالت پیامبر) بودند و معاویه واصحاب اوکافربه تأویل و تفسیر قرآن هستند (زیرا خدای تعالی درقرآن

می فرماید: یا أیها الذین آمنوا! أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و اولی الأمرمنکم. ای کسانی که ایمان آورده اید!

باید که از خدا و پیامبر و آنان که ولی امر (ائمه علیهم السلام) بر شمایند اطاعت کنید. و همچنین می فرماید

انما ولیکم الله ورسوله والذین آمنوا، الذین یقیمون الصلاة ویؤتون الزکاة وهم راکعون. به یقین خدا وپیامبراو

وکسانی که ایمان آورده اند ونماز بپا می دارند ودرحال رکوع نماز، صدقه می دهند – تنها اینان – ولی امر

شمایند. ودرآیۀ دیگر می فرماید: ما آتاکم الرسول فخذوه وما نهاکم عنه فانتهوا. آنچه را که پیامبر – ازجانب

خدا – برای شما آورد وشما را به آن فرمان داد قبول نمایید وآنچه را که شما را از آن نهی کرد کناره بگیرید.

وآیاتی دیگر که فرمان خدا و پیامبربر اطاعت ازاهل بیت علیهم السلام می باشد. اما معاویه و امثال اوبا تمام

این آیات مخالفت کرده و این آیات را بر طبق هوای نفس خود تفسیر و تأویل می نمایند).

ای اباسعید! اگر من از جانب خدای تعالی به مقام امامت منصوب شده باشم روانیست که رأی و فرمانم به

سفاهت و نادانی به حساب آید، چه آنکه امر به آرامش وصلح نمایم و چه آنکه به جهاد و قیام. اگرچه حکمت

و مصلحت آنچه را که انجام میدهم بر مردم پوشیده باشد..

آیا تأمل نکردی درموضوع حضرت موسی با خضرعلی نبینا و آله و علیهما السلام، زمانی که خضرکشتی

را سوراخ نمود، وآن جوانک را کشت، و آن دیواررا (که می رفت تا برهم بریزد) بپا کرد، حضرت موسی

به خشم آمد، زیرا حکمت این عملیات راخدای تعالی بر او پوشانده بود تا زمانی که خضربرایش بیان نمود،

آنگاه موسی آن را قبول کرد. و اینچنین شما (محبین اهل بیت) بخاطرجهل به مسائل وندانستن علت آتش بس

با معاویه، (بر من غضب کردید!!). واگر آنچه را کردم نمی کردم یک نفر از شیعیان بر روی زمین باقی

نمی ماند!!!

اما معاویه به اين مقدارسکوت امام هم قانع نشده وجود امام علیه السلام را سد راه خود واعمال شیطانی اش

می دید لذا با وعده های دروغین به همسر امام حسن مجتبی علیه السلام او را فریب داد تا بتواند امام را به

راحتی به شهادت برساند....

جعده دختر شعث که لعنت خدا، رسول، ملائکه و جمیع مؤمنین بر او و پدرش و برادرش باد، به دستور

معاویۀ لعین حضرت را مسموم نمود و خسارت و زیان دنیا و آخرت را بر خود خرید.. مرحوم شهید سید

حسن شیرازی در کتاب کلمة الامام الحسن علیه السلام حدیثی ذکر کرده اند که مضمون آن چنین است:

امام حسن به برادرشان امام حسین علیهما السلام وصیتی می نویسند و در ضمن آن وصیت ذکر می کنند:

ای حسین! ..... مرا در نزد جدم رسول خدا دفن کن زیرا من نزدیک تر به او هستم ازدیگری که بدون اجازۀ

او وارد منزل  او شده و حال آنکه در قرآن کریم آمده است:  ((یا أیها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبي إلا أن

یؤذن لکم)) ای کسانی که ایمان آورده اید وارد منزل پیامبر نشوید مگر بعد ازاجازه ای که به شما داده شود!!

به خدا قسم در زمان حیات اجازۀ دخول به غرفه اش را به آنان (ابوبکر وعمر) نداد و بعد از شهادت هم برای

آنان اجازه ای نیامد!!

اما به ما (اهل بیت) اجازه داده شده است که تصرف در اموال اوداشته باشیم زیرا وارثان او بعد ازاوهستیم.

(ای حسین!) اگر آن زن (عائشه) مانع شد که مرا کنار جدم دفن کنی، تورا به خدا وبه قرابتی که خدای تعالی

بین من و تو قرار داده و وصلتی که با پیامبر داریم قسم می دهم، کمترخونی ریخته نشود تا رسول خدا را

ملاقات کنیم پس آنجا او را حاکم قرار می دهیم و به او می گوئیم که بعد از او با ما چه کردند!!!

آری، همانطور که امام حسن به برادرشان امام حسین علیهما السلام خبر داده بودند، تنها به مسموم کردن

حضرتش اکتفا نکردند، بلکه جسد نازنین او را نیز به دستور عائشه علیها لعائن الله تیر باران کردند!!!

        

هفتم صفرسالروزشهادت امام حسن مجتبی علیه السلام را به آقا امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

                                      وشما دوستداران اهل بیت تسلیت می گویم.

بار الها! ما را تسلیم در برابرمقدراتت و فرمایشات وافعال معصومین قرار بده، آنچه را که می دانیم و آنچه

را که حکمتش بر ما پوشیده مانده. بار الها! آنان که با اهل بیت در زمان حیاتشان وبعد ازشهادتشان دشمنی

و ستیز کردند هر آینه بر عذابشان بیفزا. آمین رب العالمین

 

+ نوشته شده در  Tue 7 Mar 2006ساعت 8:56 PM  توسط فاطمه حسينى | 

                       بســــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

  شهادت نازدانۀ اباعبدالله حضرت رقیه علیهما السلام را به پیشگاه 

   منتقم آل محمد علیهم السلام و به شما دوستان ولایتی تسلیت می گویم.

       

نازدانۀ سه ساله ای که با دست های کوچکش گره های بزرگی را باز می کند. حرم و بارگاه

ملکوتی اش روحانیتی دارد که دوست و بیگانه را مجذوب خود می نماید.

علت شهادت حضرت رقیه تنها این بود که دلتنگ پدر شده بود!!! آخر او به پدر خیلی علاقه 

داشت. جای او همیشه در آغوش پدر بود و حالا بیست و پنج شب است که از پدر دور شده..

قلب کوچک او بیش ازاین طاقت دوری ندارد.. آن شب پدربه خواب او آمده بود تا او را آرام

نماید،اما نه آرامشی زود گذر!! با پدر گرم صحبت بود، دردهای دلش را برای اومی گفت...

ناگهان ازخواب بیدارشد وخود را درخرابه دید و ازپدرخبری نبود. اوگریه می کرد و ناله

 می زد و پدررا ازعمۀ غمدیده می خواست.عمۀ غم پروراو را درآغوش گرفت وسعی تمام

درآرام کردن اوداشت. دیگرزنان وکودکان نیزازخواب بیدارشده وهمراه دخترک امام حسین

صدا به گریه وناله بلند کردند، وخرابه یک پارچه ضجه وناله شد!!

یزید پلید لعنة الله علیه برای اینکه این دل سوختگان را بیشتر بسوزاند و آزار دهد دستور داد

سر مبارک اباعبدالله را برای نازدانه ببرند!!!

در کتاب اسرارالشهادۀ مرحوم دربندی چنین آمده است: هنگامی که این نازدانه روپوش را از

 روی سر مبارک برداشت، مدتی خیره خیره به آن جمال نورانی نگاهش را دوخت و سپس

اینچنین با پدر سخن آغاز نمود:  یا أبتاه! من الذي قطع وریدیک؟! ای پدر! چه کسی رگهای

گلویت را برید؟! ای پدر! چه کسی روی تو را با خونت رنگین کرد؟! ای پدر! چه کسی مرا

 دراین خردسالی و کمی سن یتیم نمود؟! ای پدر! بعد از تو، آه و فریاد از غربت و تنهایی!!

ای پدر! بر ما سخت و گران است که تو را بخوانیم  و جواب ما را ندهی! ای پدر! بنگر به

عمۀ کتک خورده ام، هرگاه دشمن می خواست ما را بزند، عمه ام سپر بلا می شد!! ای پدر!

 چه کسی این زنان بی پناه وغمگین را سرپرستی کند ؟! ای پدر! کاش دردل خاک جای

می گرفتم و نمی دیدم محاسنت را به خون سرت آغشته کرده اند.. وای  و آه ازبی پدری،

 آه ازفراقٍ نورچشمان.. و آه از جدایی از پدرم حسین....سپس لب های کوچک وخشکیده اش

را بر لبهای خونین پدر گذاشت و به شدت می گریست..

پس از لحظاتی خرابه نشینان که همراه سه سالۀ اباعبدالله گریه می کردند و ضجه می زدند،

متوجه سکوت و آرامش نازدانه شدند.. ام المصایب حضرت زینب سلام الله علیها خبرشهادت

رقیه خاتون را به بانوان و کودکان داد!! 

                                               

خرابه مانند عصر عاشورا سراسر آه و ناله شد و عزايي از نو بپاگشت.

شامیان که قبل از این حادثه، با پیامهای تکان دهندۀ امام سجاد و حضرت زینب علیهما السلام

کمی از خواب غفلت بیدار شده بودند، شهادت رقیۀ سه ساله بر عواطف آن ها اثر بزرگی

گذاشت. زبان اعتراض به یزید پلید گشودند و برای وحشی گری هایش پاسخ می خواستند.

یزید از ترس شورش مردم  تصمیم  گرفت اهل بیت علیهم السلام را از شام  خارج کند، لذا

ترتیب برگشت آنان را داد و پس از چند روزآن بزرگواران شام را وداع گفته ازطریق کربلا

روانۀ مدینه شدند. آری اهل بیت از این شهر بیرون رفتند اماشهیدی سه ساله از خود بجای

گذاشتند، تا هم حجتی باشد برای خفتگان و هم ملجأ و پناهی برای دردمندان و هم......

          

 

                  صلوات الله علیکِ یا رقیة.. یاوجیهة عند الله إشفعي لنا عند الله..

بار الها! ما، فرزندان ما و ذریۀ ما را از پیروان این خاندان قرار بده. بار الها! بغض و نفرت

             از دشمنان اهل بیت را آن به آن در دل ما بیفزا. آمین رب العالمین.

+ نوشته شده در  Fri 3 Mar 2006ساعت 10:43 PM  توسط فاطمه حسينى | 

                                        بسم الله الرحمن الرحیم

آه ازراه شام.....

آه ازدروازۀ شام......

آه از ورود به شام که یکپارچه درطرب وخوشی فرورفته بود.....

آه ازشام وآه ازشام...

چگونه وصف این همه درد را بنگارم ؟

ولی این همه دردها -که اگربرکوه ها واردشده بود آنها راتکه تکه می کرد-زینب عظیمه را ازپای درنیاورد

وآنچنان به وظیفۀ خودعمل نمود که دهان تاریخ را ازحیرت بازنگاه داشت.

اول ماه صفر الأحزان، روز ورود اهل بیت اباعبدالله علیه السلام به شام می باشد.

 آن روز را بنی امیه به دستور یزید لعنة الله علیه در شام عید گرفته و شادی نمودند.

همان شامی که وقتی از حضرت سجاد علیه السلام در برگشت از سفر - پر از غم و غصه ای که داشتند-

(از مدینه تا مدینه) – سؤال کردند: کدام مقطع از این سفر برای شما سخت تر بود؟ حضرت فرمودند:

 الشام، الشام، الشام!!!

مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان فرموده: برای جبران نحوست ماه صفر، هیچ چیز بهتر از

 تصدق و ادعیه و استعاذات وارده نیست....

+ نوشته شده در  Tue 28 Feb 2006ساعت 9:13 PM  توسط فاطمه حسينى | 

                            بسم الله الرحمن الرحیم

نهضت عاشورا سراسر درس و عبرت است. عاشورا تنها جنگ و

 کشتن و به شهادت رسیدن نبود، عاشورا اضافه بر جهادگران جان

 درکف،سخنران داشت، معلم، پیر مرد، جوان،کودک، زنان ودختران

وحتی بیمارداشت تا ازجمیع جهات حجت را بر همه گان تمام کند.

هرکدام از آن ها درس هایی به ما دادند، آن ها درس دادند و تاریخ

تمام درس ها راضبط کرد و دل سوختگان به ما رساندند، امااین دیگر

ماهستیم که باید به خوبی آن ها را فرا گیریم و سرمشق زندگی  خود

 قراردهیم.

حضرت صادق علیه السلام درزیارت اربعین امام حسین علیه السلام

 به خدا عرض می کنند:(( و بذل مهجته فیک لیستنقذعبادک من الجهالة

 و حیرة الضلالة )) او ( حسین بن علی ) خون دل خود را درراه تو با

تمام رغبت وخواست قلبی خود داد تا بندگانت را ازگمراهی نجات دهد

 و آنان را از سرگردانی جهل و نادانی بیرون آورد.

آری در لشکر ابا عبدالله حبیب پیرمرد عابد بود، بریرعالم و فقیه بود،

 علی اکبر جوان شبیه پیامبر از نظر سیما و صفات اخلاقی بود، علی

 اصغر شیر خوار بود و امام سجاد بیمار نیز بود..... امام حسین علیه

السلام حجت را بر همگان تمام کرد. او وقت وداع با ام سلمه ( بهترین

همسر پیامبر بعد ازحضرت خدیجه) که عرض کرد یابن رسول الله

 شما که می دانید کشته می شوید و می توانید تنها با اردۀ خود دشمن

را سرنگون کنید، پس چرا این سختی ها رامتحمل می شوید؟!حضرت

 فرمودند: پس چگونه حجت بر امت جدم تمام شود.

امام علیه السلام عملاً به همگان آموختند که نباید دین را فدای دنیا نمود

 اگرچه به منزلۀ از دست دادن جان و مال و فرزندان وعزیزان شود.

امام سجاد علیه السلام که همراه پدر بودند، اما بنابر حکمت و مصالح

الهی بیمار بودند تا به جهاد نروند و زمین از حجت خدا خالی نشود، از

عصرعاشورا ولایت امری را بردوش گرفتند.حضرت سجاد میفرمایند:

روزعاشوراپدرم را می دیدم یک نفررا می کشند و ده نفررا رها کرده

 و نمی کشند. وقتی یک مرتبه به خیمه بازگشتند علت را جویا شدم،

فرمودند:(( یا بني عند العصر ینکشف لک الحال))عصرهنگام متوجه

 این امرخواهی شد.حضرت می فرمایند: ودیدم کسی را که نیزه ای بر

 پهلوی پدرم وارد نمود ولی پدرم ( امام حسین علیه السلام ) او را

نکشتند، و هنگامی که پدرم شهید شدند و امامت به من منتقل شد دیدم

 درصلب آن کافر کسی است که به ولایت و محبت ما اعتراف دارد!!!

حضرت سجاد علیه السلام در کوفه و شام با سخنان خود مظلومیت و

حقانیت شهدای کربلا را به مردم ابلاغ نمودند ودیگر جای هیچ عذری

برای آنان باقی نگذاشتند. وهمچنین درمدینه پس ازبازگشت ازاسارت

با اینکه درزیرفشارحکومت استبدادی بنی امیه بودند به صورت های

مختلف عاشورا را برای مردم معرفی می کردند.

شیعه در لغت به معنای (( پیرو )) است. اگر ما خود را شیعه و پیرو

 اهل بیت علیهم السلام می دانیم باید از آن بزرگواران درس گرفته و

راهشان را ادامه دهیم.حضرت صادق علیه السلام درکلامی میفرمایند:

 ((.... کونوا اوعیة العلم )) علوم اهل بیت را فراگیرید.

 آن وقتی تعلّم ارزش پیدا میکند که همراه با تعلیم باشد.

 آنچنانکه عسل رادرظرف جمع میکنند برای استفاده از آن، بایدعلوم

 اهل بیت را فراگرفت و به دیگران تعلیم داد. تاریخ آن بزرگواران را

بیاموزیم و دیگران را نیزآگاه کنیم تا از این راه معرفت و شناخت به

اهل بیت علیهم السلام و اسلام عزیزپیدا شود و مشمول دعای حضرت

رضا علیه السلام شویم (( رحم الله من أحیا امرنا....)) یکی ازراههای

شناخت اهل بیت:دعاها،زیارت ها، ندبه ها و نیایش های آنان است.

 یکی از شیوه های حضرت سجاد علیه السلام درمعرفی دین به مردم،

دعا بود. برای مثال دعای مکارم الأخلاق درصحیفۀ سجادیه،حضرت

دراین دعا مردم رابه تمام صفات اخلاقی،اجتماعی،اقتصادی، سیاسی و

 دینی راهنمایی فرمودند ودرعین حال به بندگان خدا روش دعا کردن

را آموختند.حضرت مانند دیگرمعصومین به مردم تعلیم دادند تا باخدای

خود چگونه صحبت کنند،درعین حالی که ادب راکاملاً درکلام مراعات

کرده می توانند تمام خواسته های خود را از حضرت احدیت بخواهند.

اصمعی گوید: شبی درطواف کعبه جوانی خوش سیمارادیدم که به پردۀ

 خانه چنگ زده می گفت: (( دیده ها به خواب رفت ستارگان بر پهنۀ

زیبای آسمان برآمدند، پادشاه حی و قیوم تویی، سلاطین دررا به روی

مردم بستند.....ای آن که گره از کار بسته می گشایی، .... اگر گنهکار

 بیچاره را مشمول عفو و بخششت قرار ندهی، پس چه کسی باید به

 فریاد او برسد؟ اصمعی ( که محو ادب و صدای ناله کننده شده بود )

می گوید به نزدیک رفتم، دیدم وجود مقدس و نازنین حضرت سجاد

علیه السلام است که اینچنین با خدای خود راز و نیاز دارد!!

امام سجاد علیه السلام سی و پنج سال پس ازشهادت پدربزرگوارشان

زندگی کردند، ودرتمام این مدت برغربت و مظلومیت پدروبرادران و

 بقیۀ شهدای کربلا اشک می ریختند.

ممکن است این سؤال در ذهن پیش آید: مگر حضرت نمی دانستند پدر

 بزرگوارشان و باقی شهدا در بهشت متنعم هستند؟

خدای تعالی درقرآن می فرماید: (( قل انما انا بشر مثلکم، یوحی الي ))

ای پیامبربه مردم بگو:همانا من بشری همانند شما - با جمیع احساسات

 و غریزه ها - هستم، - با این فرق که من پیامبرهستم و - به من وحی

 می شود.خدای تعالی پیامبر را از جنس بشر قرار داد تا احساس ما را

 درک کند و جدا ازما نباشد و با اینهمه برای ما الگو واسوه ((ولکم في

رسول الله اسوة حسنة))، وازآن جایی که امیر المؤمنین در تمام صفات

نفس پیامبر بودند و فرقی هم بین امیر المؤمنین و دیگر امام ها نیست

((کلهم نورٌ واحد)) نتیجه می گیریم که حضرت سجاد علیه السلام آنچه

بگویند و عمل کنند فرمایش و عمل پیامبر خداست.

امام سجاد علیه السلام با علم غیبی خود نه تنها می دانستند بلکه یقین

عینی داشتند که آن بزرگوارن دربهترین جای بهشت سکنی دارند، اما

این مسأله منافاتی با احساسات قلبی انسان ندارد، آن هم قلب رحیم و

مهربان امام. غیر از این گریه و حزن و اندوه امام جنبۀ سیاسی نیز

 داشت.  حضرت با اشک و ناله و آه و کلمات جانسوزی که بیان

می فرمودند مردم را به جنایت بنی امیه آگاه می کردند. وبرای همین

است که امروزه نیزدشمنان اهل بیت می کوشند تا گریه ها وعزاداری

 ها را ازما بگیرند. اما غافل از آن که شیعۀ اهل بیت آن می کند که

اهل بیت را خوش آید نه دشمن ایشان را.

گریه می کنیم، صورت و سینه و چشم خود را زخم می کنیم، سر می

شکنیم و همهء این ها را در مقابل یک قطره اشک پیامبرواولادشان در

 عزای اباعبدالله هیچ می دانیم.اگر دریا ها را از اشک شیعیان ومحبین

پر کنند در مقابل یک قطره اشک امام سجاد علیه السلام چه ارزشی

دارد؟! اگرصحرا ها از خون سر محبین اباعبدالله آغشته شود، درمقابل

 یک قطره خونی که امام زمان ازچشم مبارک خود در مصیبت جدشان

 می ریزندچه قیمتی دارد ( ولأبکین علیک بدل الدموع دما ).....؟؟؟!!!

آری دشمن که آخرین حربه را در قتل و قمع می داند، امام سجاد علیه

السلام را دربیست و پنجم ماه محرم سال نود وپنج هجری مسموم نموده

 و به  شهادت رساند و جمیع کائنات را به این غم عظمی مبتلا کرد.

 وا اماماه وا مظلوماه وا غریباه. وسیعلم الذین ظلموا - حق آل محمد -

اي منقلب ینقلبون والعاقبة للمتقین. بارالها توفیق پیروی کامل از امامان

معصوم را به همۀ ما عنایت فرما. آمین رب العالمین

+ نوشته شده در  Fri 24 Feb 2006ساعت 2:6 AM  توسط فاطمه حسينى | 

                     بســــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

      انا لله و انا الیه راجعون. و سیعلم الذین ظلموا - حقّ آل محمد -

                      أيّ منقلب ینقلبون، و العاقبة للمتقین.

دست جنایت پیشۀ وهابی ارهابی بار دیگر به کمک و پشتیبانی دولت

های استعماری از آستین بیرون آمد، و این بار حرم مطهر دو امام

بزرگوار، حضرت هادی و حضرت عسکری علیهما السلام ( جد و

 پدر امام زمان علیه السلام ) را مورد هدف قرار داد.

هر روز شیعه و محبین اهل بیت علیهم السلام شاهد جنایتی است از

مخالفین اسلام، در هر لباسی و به هر نامی.

روزی درغرب درلباس نصاری ویهود توهین به ساحت پیامبراکرم

صلی الله علیه و آله می کنند، و روزی در ایران در لباس به ظاهر

 اسلامی به شعائر ابا عبدالله و عزاداران امام حسین علیه السلام، تنها

 به جرم مواسات و عمل قمه زنی آن ها را مورد هجوم قرار می دهند،

واکنون درسامرا در لباس وهابی ارهابی به ساحت مقدس این دوامام و

بزرگوارانی که در جوار ایشان هستند اسائۀ ادب می شود.

کجایند آن کسانی که دم ازدفاع حقوق بشر می زنند؟! کجایند آن کسانی

که دم ازحرمت عقیده دارند؟! کجایند آن کسانی که دم ازاحترام به علما

ودانشمندان دارند؟! کجایند آن کسانی که دم از تجلیل از آثار تاریخی

 می زنند؟! آیا مقام این دو امام – به غض نظر از مقام الهی آنان – به

منزلۀ دو عالم و دانشمند نبود؟! آیا مرقد ایشان حتی جزو آثار تاریخی

به حساب نمی آمد؟! آنان چه جوابی برای این هتک حرمت دارند؟!

به جان مقدس امام زمان علیه السلام قسم، اگردست اندرکاران این

جنایت خبیثانه را قطعه قطعه کنند و به آتش بسوزانند باز به سزای

عمل شنیع خود نرسیدند.

هدم قبور ائمه دأب و عادتی است برای وهابی ها. اما شعار سابق

آن ها نسبت به ائمۀ بقیع علیهم السلام این بود که زیارت قبور شرک

 است و بنا و ساختمان بر قبور جایز نیست!! و چون بقیع در مدینه و

حجازقرار دارد، وآن ها خود را صاحب آن مکان مقدس می دانستند!!

آن کردند که کردند.

اما اکنون به چه حجتی این عمل شنیع را انجام دادند؟! پای آن ها را

چه کسی و یا چه کسانی به عراق باز کرد؟! چه کسی به آن ها نیرو

و امکانات داد؟!

شیعۀ پیرو اهل بیت علیهم السلام، به یقین معتقد است که در قیامت،

وقبل از قیامت در برزخ مجرمین جزای کار خود را می بینند (( ومن

یعمل مثقال ذرة شراً یره )). اما قبل از آن روز جنایت پیشگان در هر

 لباس و در هر کجای عالم باید بدانند: درست است که شیعه یعنی کوه

صبر، شیعه یعنی دریای حلم، شیعه یعنی مانند مولای خود، در چشم

خار داشتن و در گلو استخوان..... اما شیعه همیشه ساکت نمانده و اگر

سکوت را بشکند و فریادش را عملاً بخواهد نشان دهد، کاری می کند

که ابوذربا عثمان کرد. کاری می کند که حجربن عدی با معاویه انجام

 داد. کاری می کند که سعید بن جبیربا حجاج ثقفی عمل نمود.... اگر

چه کشته شوند و به شهادت برسند، اما می کشند و جنایت پیشگان را

 به سزای اعمالشان می رسانند......

     اللّهم عجّل لولیّک الفرج. اللّهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة.

                   بمحمد و آله الطاهرین علیهم السلام.

  

          

                 

 

 

+ نوشته شده در  Thu 23 Feb 2006ساعت 4:56 AM  توسط فاطمه حسينى | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
85/01/01 - 85/01/31
84/12/01 - 84/12/29
84/11/01 - 84/11/30
84/10/01 - 84/10/30
پیوندها
قرآن وعترت
***سخن نور***
کلمات گهربار امام علی علیه السلام
پایگاه اسلام حقیقی
پایگاه آیت الله شیرازی(فارسی)
پایگاه آیت الله شیرازی(عربی)
پایگاه آیت الله شیرازی(انگلیسی)
محاضرات آیت الله (السیدمجتبی الحسینی الشیرازی)
زندگینامه و آثار آیت الله شهید سید حسن شیرازی رضوان الله تعالی علیه
نابغه قرن بیستم در تالیف(آیت الله شهید سیدمحمدشیرازی)
بزرگ مرجع جهان تشیع(آیت الله سیدصادق شیرازی)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Free Counters
Free Counters